Masih
"بیتو" زخمی ِ شعلههایِ شبم...
Masih
از همهیِ شبهایی که "بیتو" میگذرند، دلگیرم...
Masih
«اگه قاصدک، دوباره خوشخبر شد، یادِ من باش!»
Masih
«جایِ من رُ خالی کن، اگه غصّه سر اومد...»
Masih
«اگه جادویِ سیاهی بیاثر شد، یادِ من باش!»
Masih
«جایِ من رُ خالی کن، اگه خورشید در اومد...»
Masih
«تا همیشه، عاشقانه، یادِ من باش!»
Masih
چقدر ساده و بیتوقع و بیمنظوری مسیح!
Masih
امشب هم تمام میشود! مثل ِ بقیهیِ شبها... شبخوش!
Masih
بهیاد میآرم لبخندهایَت را! وقتی دزدکی کیتکت میخوردیم...
Masih
شبهایِ بیتو، مثل ِ رویایی سردرگم هستند... گیج و منگ!
این واقعاً ساعته؟؟؟
15 سال و 9 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 56 دقيقه قبل