Masih
اصفهان زلزله اومده، هر چی پروانه رُ میگیرم، جواب نمیده!
Masih
مُردم از صبوری، از اینهمه دوری...
Masih
دلم از غصّه پُره، اونکه رفته کِی میاد؟! کاش میدانستم که برگشتی در کار نیست... تو رفتهای!
Masih
جمعههایِ تلخ، بیتو مزهیِ زهرمار میدهند!
Masih
بیا وُ من را با خودت ببر، لطفاً!
Masih
شب ِ وحشتانگیز ِ پاییزیست؛ بازهم تو دیر کردهای! میدانم بعد از خواب، به سراغم میآیی...
Masih
نیمهشب ِ سردِ پاییزیست؛ دستهایم یخ زده... دستهایت کو مهربان؟!
Masih
سهراب دروغ گفت که؛"زندگانی سیبیست..." زندگی خیار است! بیبو، بیطعم! درست از روزی که تو رفتهای...
Masih
آنشب در خواب، موهایِ زردت آشفتگی ِ زیبایی داشت؛ مثل ِ گندمزاری در باد!
Masih
پاکِش کردم! چون مطمئنم که نمیای!