❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه احساس، خسته از این کلمات کودکانه… خسته از جستجو کردن، خسته از فراموش کردن بودنم ، فراموش کردن هستی ام... خسته از بازیهای بچه گانه، از بازی با این همبازیهای بچه تر از خودم ... خسته از کشیدن منحنی به شکل قلب و پرتاب تیری به سوی آن .... !! خسته از دویدن برای رسیدن ، برای رسیدن به هیچ ! خسته از شنیدن نجوای ناله های عاشقانه عاشقی در کنج تنهائیهایش ... خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق .... ! از اعتیاد چشمانم به اشک، از اعتیاد روحم به غم و غصه ... خسته ام از این قمار، از قمار دل ! قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده، «بازنده ای » بیش نخواهی بود ! خسته از جارو کردن خرده شیشه های دل ...!! خسته از مرهم گذاشتن بر این زخمهای کهنه ... خسته ام از کاروانسرا شدن دل !!! و به زیر سؤال رفتن عشق ..... خسته ام.... خسته .... خسته ی خسته ..!! خسته ازاین صبر و انتظار، خسته از تکرار روزها ، خسته شدم از رویای تو، خسته شدم از خودم ، خسته شدم از این زندگی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غصه من از تنهایی خودم نیست .... از آدمهایی هست که تنهات گذاشتن .... {درد دل خودم }
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نه به اون عشقو امیدو آرزو،نه به این جنگ و جدال و گفتگو،نه به اون گریه و دوست دارمو دلتنگی ، نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی ، نه به دلبستگیات نه به ایت خستگیات! کاش تو ی فصلای زشت سرنوشت یکی این دلتنگیامو می نوشت یکی از دستای سرد ارزو گرمی دستای عشق و می گرفت یکی که سکوت تنهاییم رو با صدای ساز شکستش بشکنه یکی که تو قاب خالی دلم نقش زیبای خدا رو بکشه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگی تلخ ترین خواب من است... خسته ام.... خسته از این خواب بلند...
شب خسته از هر کس
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبلدر پی مسیر زندگیم بودم نگران روزگار بعد از اینم بودم
هیچکس باهام خوب نبود
باور کردنی که هر کس دور ورم بود
نمک به زخم هام می زد
هرکس هم که نمی دونست نمک به حال و روزگارم می زد
دگر تحمل
کدوم درد رو بکنم
نمی خواستم اونی باشم که واقعا می خوام
من به خواطر شرایتی که داشتم این طور خواستم اگه
حال روزم متفاوت بود زندگی رو طوری برای خودم می دیدم که همیشه همیشه ارزوش رو نداشتم
.
.
.
.
نه ...............نه ................نه......................نه...........همیشه
همیشه اون طور نیست که خودت می خوای
همیشه
راهم بی دیوار نیست
مشکلات مثل دیوار چین شده
.
.
.
یاد خداست که اروم می کنه اگه نبود
خدای در زنگیم
نمی دونم ارامش بخسه من چی بود
خدا ای کاش زندگی وقف تو باشه با مهر خوبی فقط برای تو
دوستت دارم خدا
کمکم کن در فراموشی کسی که غیر قابل فراموشیست مگر به خواست تو
که ارامش بخس قلب های
ارامش بخش دل های تمام عاشقا
ای سری حرف هام زیاد ناراحت کننده نبود یه کم وزن جمله هام رو زیاد کردم
اخه دردش داره به لطف خدا کم میشه و خدا جایگزین میشه
خدا من رو ببخشه
من جایه خدا
یه دختر رو می پرسدیدم که لایق پرسدیدن بود
ولی باز غیر از خدا بود
من خدام رو فراموش کرده بودم
امید وارم که من رو ببخشه
شب بیداری های مه واسش داشتم
به خاطرش نخوابیدم
هیچ وقت از یادم نمیره
از یاد نرفتنیه
خدا یا دوسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم