دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

هر گاه در وادی پر هیاهوی زندگی از قلوب بی عاطفه ی انسان ها خسته شدی تنها قلب من را به یاد آور که فقط به خاطر تو می تپد گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی یاد کن از قلب من

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

حالا پروفایلم چطوره ...... ممنتظر نظرتون هستم ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

یادش بخیر... زندگی رسم خوشایندی است . زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ، پرشی دارد اندازه عشق

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر ... ولی از این دو دردناک تر این است... که ندانی باید صبر کنی یا فراموش.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آندم که بر روی برگ زرد چهره ی خسته ام دانه های شبنم آرزو به میهمانی می نشینند،... آندم که دلم شیشه ی رحم میشود وسنگدلان سنگ بیرحمی،... آندم که همچو محکومی که منتظر آخرین کلام قاضی باشد، منتظر آخرین حکم سرنوشت هستم،... آندم که تنهایی رابا نوای بلند غریبی به گوش تار و پود دلم زمزمه میکنم،... آندم که با صدایی غمناک بر فضای غبارآلود دلم ناله ی اشک سر میدهم،... آندم که قلبم به تاراج سنگدلان میرود وهیچ برایم نمی گذارند جز اشک و آه،... آندم که از جاده های سرنوشت میگذرم و به دره های تاریک شکست میرسم،... آندم که از تابش مستقیم غمها تمام وجودم میسوزد و تمام درونم خاکستر میشود،... آندم که خود را از همه جدا ،به طوفان سرنوشت می سپارم،... آندم که دریای امیدم طوفانی میشود و آنرا آرامشی نیست،... آندم که کاخ آرزوهایم در سکوت و تنهایی و نومیدی فرو میرود و خاموشی تمام وجودم را فرا میگیرد،... آندم مرا دریاب...!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

روزها رفتند ومن دیگر خود نمی دانم کدامینم آن من سر سخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم ؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Bezar[1].jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

به هرجا که نگاه میکنم تو را میبینم تصویر تو تنها چیزیست که چشمهایم باور میکند دستان لرزانم را دراز میکنم تا صورت مهربانت را لمس کنم اما تصویرت به یکباره محو میشود و من به یاد میاورم که تو در کنار من نیستی چشمانم را آرام میبندم صدایت در گوشم میپیچد طنین خنده هایت همه جا را پر میکند بی اختیار لبخند میزنم ولی صدایت دورو دورتر میشود و من به یاد میاورم که باز هم تو نیستی و این فقط خیال توست که مرا دنبال میکند

بابک...
بابک...
در Coma

نمیدانم چش شده بود نوای همیشه رو نداشت مشکل از تار بود یا پود گره کور داشت صدا صدای قبل نبود شاید تار عاشق قاصدک است نه امکان ندارد او باید در پود تیده شود و باز هم قصه ی تکراریه باید ها باید باید باید

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

...........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

... گاه می اندیشم، خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی، روی تو را کاشکی می دیدم . شانه بالا زدنت را، - بی قید - و تکان دادن دستت که، - مهم نیست زیاد - و تکان دادن سر را که، - عجیب ! عاقبت مرد ؟ - افسوس ! - کاشکی می دیدم !

بابک...
بابک...
در Coma

خوب مى دانم یک روز خفه مى شوم از بس غصه هایم را نجویده قورت دادم!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

چراغا را رو کن ....

بابک...
بابک...
در Coma

در آغوشت که جا مى گیرم عمیق تر گناه مى کنم! من این جهنم را که هواى بهشتى دارد با هزاران بهشت خدا که بى تو هواى جهنم دارد عوض نمى کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.