❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پرسید؟«به خاطر کی زنده هستی؟» با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ کس. پرسید؟« پس به خاطر چه زنده هستی؟» با اینکه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یک بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم «تو به خاطر چی زنده هستی؟» در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود گفت ?به خاطر کسی که به خاطر هیچی زنده است”
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بزرگی را گفتم :زندگی چند بخش است.گفت:دو بخش کودکی و پیری. گفتم پس جوانی چه شد.
گفت:با عشق سوخت.....با بی وفایی آتش گرفت.......با جدایی مرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پرعکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساعت هابه اندازه ی سالها،دقیقه هابه اندازه ی عمرم،ثانیه ها به اندازه ی مرگ سخت است.امازندگی باز زیباست،زیباست! اگردوستی بی رنگ نشود،زیباست. اگر عشق باخیانت تلخ نشود،زیباست. اگرعشق باغرور جمع نشود،دل ها وقلب هاازسنگ نشود، اگرنشود،زیباست...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امروزبیشتراز روزهای دیگردلم گرفته،به یادروزهای گذشته دلم گرفته وبه یادروزهای باهم بودنمان، به یادروزهایی که باهم حرف میزدیم ومی خندیدیم.دیگر چاره ای جز حسرت وانتظاردوباره نیست.