خاموشترین فریاد فریاد گل است که در بهار می روید
خاموشترین فریاد فریاد غم است که در دلم می جوشد
خاموش ترین فریاد فریاد تو است که از عشق می گوید
خاموش ترین فریاد فریاد من است که از تو می گوید
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد
میخواهی کودک باشی
کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..
همیشه نمی شود
زد به بی خیالی و گفت:
تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...
یک وقت هایی
شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...
کم می اوری
دل وامانده ات
یک نفر را می خواهد!
نمی گم بهت خداحافظ ازم رد شی به اسونی
13 سال و 29 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبلبه چی دلخوش کنم من بعدتو که پیشم نمی مونی
نمی گم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت
غم دادی به اغوشم خوشی هات باشه تقدیمت
نمی گم بهت خداحافظ که برگردی ز تصمیمت
غم دادی به اغوشم خوشی هات باشه تقدیمت
بزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید ردشیم ز هم دیگه
نگاهت روبه روت باشه نبینه اشک چشمامو
نمی گم بت خداحافظ نمی زاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من
برو این بهترین راهه خدا پشت و پناه تو
همش تقصیر تقدیره نبود چیزی گناه تو
فقط تو لحظه رفتن نگاهت رو به روت باشه
نگو چیزی نزن حرفی همه حرفت سکوت باشه(۲)
بزار با حس دلتنگی فراموشت کنم دیگه
کنار هم نشد باشیم باید ردشیم ز هم دیگه
نگاهت رو به روت باشه نبینه اشک چشمامو
نمی گم بت خداحافظ نمی زاره خدا تنهام
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من
خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من
حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من