#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
بردن از یاد است در دام افتادن است سوختن از سوز است فردا نگوئید عاشق شده ها ! یک حقیقت است
دل دادن .........چیست ؟ دل را بریدن و دادن؟ یک کیلو سیب فروختن ؟ نیم کیلو توت فرنگی ریختن تو یک پاکت ... و دادن؟ خیار را نمک پاشیدن و بی خیال....خوردن ؟ یا...... بازی کردن ؟
درست که فکرمی کنم ..... می بینم من یک عتیقه ام ! یک عتیقهء کهنه و معمولی ؛که افتادم تو گوشهء انبار دنیا .. پیش عتیقه های باارزش دیگر . و سال هاست که خاک می خورم ... نه کسی...نه دستمالی ...نه پوفی ...............هیچی !
چطور؟
من #متولد 4 #مهر هستم ولی توی شناسنامه ام زده 31 #شهریور
آره خوندم افتخار دادی به ما شهریوریا
زنده باد سکوت ... که سرشار از سخنان ناگفته است . زنده باد دلتنگی های آدمی ... و بادهایی که ترانه می خوانند .
گذشته می گذرد حال ،طماع است آینده هجوم می آورد بهتراست بگویمت برگذشته چیره شو حال را داوری کن و آینده را بی اغاز
اصلاح شد
mese dokhtar ammam 2 bar tafalod migire
اوایل آره ... ولی دیگه 4 مهر میگیرم
خوش بحالتون ما که پر
ازکسی نمی پرسند چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید از عادات انسانیش نمی پرسند .... ازخویشتنش نمی پرسند زمانی به ناگاه باید با آن رودرروی درآید تاب آرد بپذیرد وداع را درد مرگ را فروریختن را تا دیگربار بتواند که برخیزد
توان آن را یافتیم تا بر گشاییم تا خود را بگشاییم بر آنچه دلخواه من است ... حمله نمی برم خود را به تمامی بر آن می افکنم اگر بر آنم تا دیگر بار و دیگر بار بر پای بتوانم خواست راهی به جز اینم نیست!
بی اعتمادی دری است خودستایی .... چفت و بست غرور است و تهی دستی .... دیوار است و لولاست زندانی را که در آن محبوس رآی خویشیم دلتنگی مان را برای آزادی و دلخواه دیگران بودن از رخنه هایش تنفس می کنیم
پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم از دیگران شکوه آواز می کنم فریاد می کشم که ترکم گفتند! چرا از خود نمی پرسم: کسی را دارم که احساسم را اندیشه و رویایم را زندگی ام را با او قسمت کنم؟ آغاز جدا سری شاید از دیگران نبود
بسیار وقت ها با یکدیگر از غم و شادیِ خویش ... سخن ساز می کنیم اما در همه چیز رازی نیست گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست سکوتِ ملال ها از راز ما سخن تواند گفت
در وجود هر کس رازی بزرگ نهان است داستانی ، راهی ، بی راهه ای طرح افکندن این راز راز تو ، راز زندگی پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است
از بخت یاری ماست شاید .... که آنچه که می خواهیم یا به دست نمی آید یا از دست می گریزد
بردن از یاد است
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلدر دام افتادن است
سوختن از سوز است
فردا نگوئید عاشق شده ها !
یک حقیقت است