❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه خوب می شد اگر گاهی آدم می تونست .. دوستــای خــوب مـجـازی شـــو ... مـثـل یـک عـکـس گـل سـرخ، مــثــل یـــک آهـنـگ قـشـنـگ، مــثــل یـــک کـتـاب عـــالـــی، دانــلـــود کــنـــه، بــیـــاره پــیـــش خــودش !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
"دل آرام" ...! سرزمین تو ، آرامگاه آبا و اجداد واژه های تنهاییست... هزاران جنگ غزل و اشک به پا کرده اند تا امشب ، تو، زایمان شعر و گریه را ، درد بکشی...! "مــن" ...! می دانم گلویت از همهمه ی پروانه ها لبریز است... می دانم از مسیر آیینه ها ، به اشکباران شبنم ها می روی... می دانم سطر به سطر ِ بغض و سکوت ، طلوع و غروب واژه ها را تحمل می کنی... می دانم روی زخم های نا نوشته ات مرهمی از آه می کشی.... بگو... از تبار کدام حسرتی ، که سینه به سینه ، نقل ناگفته هایت را ،هر شب به گور می بری...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کوچه چه سرد است از آوای باران ، چراغک مهتابی کوچه شکسته و باد تکان می دهد ، آهسته نور را ... صدای "جیر جیر" پاییه های چراغ میان این سرمای کوچه شب را در عُمق تنهایی ، فریاد می کند ! و صدای قدمهای من طنین محض تنهایی ام را ، بیداد ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تــو بـــا دلتنــــگیای مـــن ... تو با ایـــن جـــــاده همدســــتی ... تظــاهـــــر کن ازم دوری .. تظاهـــر می کنــــم هســـتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آرامشم را گم کرده ام یا آرامش مرا گم کرده؛ نمی دانم! افکارم آشفته است، برای نبودشان به یک موج باد نیاز دارم تا آن ها را به یغما ببرد از من از آوازهای خاموش دلم واهمه دارم، از خلوت با دلم نیز! ظرف صبرم در حال پر شدن است درش را هم که بگذارم از تهی بودن می ترکد؛ افسوس ... فریاد بی صدایی وجودم را فرا می گیرد همانی می شود که بود ... و باز هم سکوت.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـــه یـــادت کــه مـی افــتــم ... بــــرخـــاســـتـــنـــم مــشــکــل اســـت بـــاور کـــن ... بـــاور کـــن ... کـــه مـــن هــمــه لــحــظــه هــای بــی تــو بــودن را بــا تــو بــوده ام !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازخدا پرسید : خداوندا عزیزترین بندگانت چه کسانی هستند ؟ خداوند فرمود : آنان که می توانند تلافی کنند اما به خاطر من ، می بخشند .....