#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
چه ساده بود امدنش و چه سخت بود رفتنش شايد از دست دادنش رفتني يا از دست دادني كه ديگر راه برگشتي نداشت حتي يك لحظه بايد ميرفت بايد از دست داده مي شد شايد نميدانم ولي شايد لازم بود تا نبودش را احساس كنم بودني كه شايد هيچ وقت نفهميدم
مرسی #عزیز
man nemiraghsam
رز منم سمی ماشالله سوگند
اچ جان نخند
روشا دروق میگویی
عارمان گویا زیاد تعثیر گذاشته
سلام آلمآن خآن
سوگند سرویین چرا میزنی مختیه سلوووم چ عجب افتخر دادی اومدی دیدگام..
باورش سخته خیلی سخت
آره سخته ....
خدایــــــــــــا! التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران ! ولــــــــــــــــی ; آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت….. مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد ….. !!!
خوش آمدید
یخ در این حد؟
مردترین سایت خودمم ینی فوقش دو تا لایک
الان میام برات لایک میزنم پست هات ر و
ینی اشک شوق
از شوق به هوا به ساعت نگاه میکنم حدود سه نصف شب است چشم میبندم که مبادا چشمانت را از یاد برده باشم وطبق عادت کنار پنجره میروم سوسوی چند چراغ مهربان وسایه کشتار شبگردان خمیده وخاکستری گسترده بر حاشیه ها وصدای هیجان انگیز چند سگ وبانگ اسمانی چند خروس از شوق به هوا میپرم چون کودکیم وخوش حالم که هنوز معنای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است اری از شوق به هوا میپرم وخوب میدانم ....سال هاست که مرده ام!!
آرزو که محال نیس؟ آرزو دارم سـر آمـپــولهـــا نــَــرم بــاشـــد ... آرزو دارم مـن هـم دیگــر درد نكـشـم ... آرزو دارم دوبــاره زنــدگــی را زنــدگـــی كـنـــــــم ... آرزو دارم مــوهــایــم را دوبـــاره روی ســَــرم ببــیــنــم ...
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻫﻴﭻ ﺩﺭﻭﻏـــﻲ ﺩﺭﺁﻥ ﺭﺍﻩ
یادت باشد « سهمیه ای» دختری نیست که به ناحق صندلی مردودی های کنکور را اشغال کرده « سهمیه ای» دختری ست که وقتی تو در کلاس های گاج و قلم چی نشسته بودی او در ناصرخسرو به دنبال دارو برای پدر جانبازش بود همان دختری که وقتی نیمه شب کنج خانه میخواست درس بخواند ناله های پدر روحش را خراش می انداخت دخترکی که روز کنکور با سرفه های پدری شیمیایی بدرقه شد « سهمیه ای» عرضی داشتم « سهمیه ات» نوش جان!
باباش رفته چه ربطی داره به بچش همش حق خوریه
موافقم
می توانی مکه و مدینه و سوریه برای زیارت نروی و بروی زاغه نشین های کنار شهرت و برای مردمت یک پیامبر آرامش یا خدای مهربانی باشی... کاش می دانستی که تو خودت برای خیلی از آدم ها خدایی که منتظرش هستند تا امشب بچه هاشان گرسنه به خواب نروند... کاش می فهمیدی کاش می فهمیدی
علی که باشی برایت فرقی ندارد یتیم چشم به راهت مسلمان است، مسیحی ست یا یهودی کیسه را میگذاری روی دوشت و پیش میروی ...
علی یکی بود و تموم شد
دقیقا همیت دو گزینه بود
منم موافقم با #سروین جان
قربونت محمد حسین جان
همیشه همینه اونی ک دستش نمیرسه واق واق میکنه عزیزم محمد اچ جان
مثل من
چه ساده بود امدنش
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 46 دقيقه قبلو چه سخت بود رفتنش
شايد از دست دادنش
رفتني يا از دست دادني
كه ديگر راه برگشتي نداشت
حتي يك لحظه
بايد ميرفت
بايد از دست داده مي شد
شايد
نميدانم
ولي شايد لازم بود
تا نبودش را احساس كنم
بودني كه شايد هيچ وقت نفهميدم
مرسی #عزیز
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 43 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 22 روز و 23 ساعت و 41 دقيقه قبل