دختر همسایه اومده زنگمون رو زد خلاصه من رفتم احوال پرسی ببخشید سارا جون وقت داری باهام ریاضی 1 کار کنی خیلی گیرم بخدا منم گفتم والاا منم شنبه امتحان دارم نمیتونم اوون باز اوون گفتم خوب باشه فردا 3 اینجا باش این دختره دبیرستانی بود دیفرانسیل رو اومد گفت فقط کاری کن 10شم همین سوالای مهمو گفتم قبول شد باز اومده فقط 10 میخوام موندم یه بار بیاد بگه 16 میخوام یکم بیشتر کار کنم ..
یه بار با یه بنده خدایی دعوام شد در حد بزن بزن!!!بعد یهو دیدم وسط دعوا نشست شروع کرد خندیدن گفتم واسه چی میخندی؟؟گفت چرا وقتی مشت میزنی مثل این فیلم هندیا صداشم در میاری؟؟؟ )) خاطره از یک دوست
سـَ لـ آ مـ ...
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلسلاااااااااااااااااااااااااااااام
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبلزهرا

13 سال و 4 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 38 دقيقه قبلیاااااC
سلام
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 33 دقيقه قبلمحمد
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل