لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن
لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن
تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز…
من میخندم به فرداهایت
گاهی فقط گاهی
با یک نگاه، با یک نفس شاید مواظبم بودی
پس بگذار و بگذر...
نگران من هم نباش
خواستی بیا مرا ببین...
من هنوز تکیه به دیوار تنهایی ایستاده ام
دیواری که هیچ وقت پشتم را خالی نخواهد کرد!


12 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 50 دقيقه قبل