@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ تنها محض خاطر تو، به تو میگويم خواهانِ خاکستر اين سمندری اگر در بادهای رو به شمال و بر بام گريه تماشايم کن! من با هزار چشم تشنه از بیتابیِ تماشا، بدهکارِ شبِ آسمانی پر ستارهام... علی صالحی
بابا من باتنهایی بزرگ شدم...همیشه باهاش جنگیدم...نشد که نشد...خدا لعنت کنهاونی که منو آورد تو این سایتا...اولش خوب بود..حس خوبی داشتم...بعدش...همون دوتا دوست زورکی واقعی خودمو بیرون از دست دادم... آخه خداییش جسارت نشه ها...دختره عکس ... میزاره بعد کلی شرو ور میگه...آخرش میگی خب منم مثل تو هستم...همشهری هم که هستیم...بیا باهم دوست شیم...سوشال فریندز...اجتماعی نه تخته خوابی..میگه لطفا مزاحم نشومن متعهلم!!! میگم آخه اوسکول چرا نمیری از زندگیت با مردت لذت ببری میای اینجا رو مخ و نرو ملت راه میری با اوون دلنوشته های صد من یه غازت...میگه همه کپی پسته دیونه!!! تو رو خدا همه چی مجازی....آرتروز گرفتم از بس شر و ور نوشتم تو این سایتا...روزانه..دنج..پاتوق..[!] نما..پسر و دختر ایرانی..یاهو..و...اه
خُب شما راهت رو اشتباه رفتی وگرنه تو دنیای مجازی هم آدمای خیلی خوب پیدا میشه...فقط باید صداقت باشه...من تو چندین سال تجربم چه واقعی چه مجازی فهمیدم اونی که خوبه خیلی سخت به دست میاد یا اصن به دست نمیاد...
و شاید اصلا به دست نمیاد...بله [!] نما هم بودم...جای کاملا مزخرفیه...من روزانه هم بودم...البته قبل از انحلال...[!] بوک هم متاسفانه از خیلی سال پیش...ما تو جامعه واقعیش آدم درست حسابی به سختی پیدا میکنیم...حالا دگ اینجا که بماند...یادم میاد اولین بار تو خدمت بود که رابطه جدی بایکی از کاربرای سایت اسمشو نمیبرم پیدا کردم...چه کامنتهای رمانسی که نمیرفت و نمیومد... چند ماه دوست بودیم....خواستم جدیش کنم...یعنی به دنیای واقعیت بیارماون دوستو...بعد فهمیدم همه چیز اوون فرد دروغ بوده...از جزیره جاسک بوده..عکس مجازی...همه چیز دروغ...یادمه تا چند ماه نت نمیرفتم...
گاهی دلم میخواهد عروسکی بودم ...
13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 4 دقيقه قبلاز همان عروسک هایی که
تو با تمام وجودت به آغوشت میکشی ....
کاش من هم عروسکی بودم
تا لا اقل یک بار گرمای آغوشت را حس میکردم ....