#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است . کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را . نگه جز پیش پا را دید ، نتواند ، که ره تاریک و لغزان است . وگر دست ِ محبت سوی کس یازی ، به اکراه آورد دست از بغل بیرون ؛ که سرما سخت سوزان است . نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت . نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟ مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر ِ پیرهن چرکین ! هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی... دمت گرم و سرت خوش باد ! سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای! منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم . منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور . منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور . نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم . بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم . حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد . تگرگی نیست ، مرگی نیست . صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است . من امشب آمدستم وام بگزارم. حسابت را کنار جام بگذارم . چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟ فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست . حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی ِ سرد ِ زمستان است . و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده . به تابوت ستبر ظلمت نه توی ِ مرگ اندود ، پنهان است . حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است . سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت . هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ، نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین ، درختان اسکلتهای بلور آجین . زمین دلمرده ، سقفِ آسمان کوتاه ، غبار آلوده مهر و ماه ، زمستان است مهدی اخوان ثالث (میم - امید )
دلـتنگــي، پيچيــده نيســــت. يــک دل.. يک آسمان.. يــک بغــض .. و آرزوهــاي تـَـرک خـورده ! به همين ســادگـي ...
کوچه هاي قديمي را باريک مي ساختند تا آدمها به هم نزديکتر شوند ** حتي در يک گذر ** اکنون چقدر آواره ايم در اين همه اتوبان پهن ....
الهی ! در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد ولی خویش را نمیکاود تا به مخزن حقایق برسد ! خطا از من است ، می دانم ؛ از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد" اما به دیگران هم دلسپرده ام ... از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام . . . اما رهایم نکن . . . بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم . . . !
بیش از همه دلتنگم.... ممنونم
[لینک]
روزهایی بدی در زندگی آدم می رسد، که هیچ کسی حتی نمی پرسد “خوبی؟ “ برای چنین روزهای بدی، نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست. . . “خدا”
Soft music around us, Love in the air, Lights are dim, I am with him… I LOVE HIM…..!!!
سلام .......مرسی .........وخوشحالم که اینجایی .....
فدات
هر چه کنی بکن، مکن ترک من ای نگار من هر چه بری ببر، مـبر سنگدلی به کار من هر چه هلی بهل، مهل پرده به روی چون قمر هر چه دری بدر، مدر پرده ی اعتبــــار من هر چه کشــی بکش، مکش باده به بزم مدعی هر چه خوری بخور، مخور خون من ای نگار من هر چه دهی بده، مده زلف به باد ای صنم هر چه نهی بنه، منه پای به رهگــــذار من هر چه کشی بکش، مکش صید حرم که نیست خوش هـر چه شوی بشو، مشو تشنه به خون زار من هر چه بری ببر، مبر رشته ی الفت مـرا هر چه کنی بکن، مکن خانه ی اختیار من هر چه خری بخر، مخر عشوه ی حاسد مرا هر چه تنی بتن، متن با تن خاکسار من هر چه روی برو، مرو راه خـلاف دوستی هر چه زنی بزن، مزن طعنه به روزگار من
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر، با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی، روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش. ساز او باران ، سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست ور جز اینش جامه ای باید، بافته بس شعله ی زر تار پودش ، باد. گو بروید یا نروید ، هرچه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد. باغبان و رهگذاری نیست. باغ نومیدان، چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید؛ باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در آغوش پست خاک می گوید باغ بی برگی ، خنده اش خونی ست اشک آمیز. جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن، پادشاه فصل ها پاییز.
به درخت نگاه کن... قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند ریشه هایش تاریکی را لمس کرده... گاه برای رسیدن به نور،باید از تاریکی ها گذر کرد...