مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است".
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم."
یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..
وقتي از کسي کينهاي به دل ميگيري
در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين کردهاي.
سعي کن خانه دلت را تنها از دوستان پرکني،
به سلامتی هرچی دوسته
خــدا به فـرشتــه ها شعـــور داد ، بــدون شهــوت ..
بــه حــیــوان هـا شهــوت داد ، بـــدون شعــور ..
و بــه انــســـان هــر دو را ..
انســانــی کـه شعــورش بــر شهــوتش غــلبـــه کـنــد از فــرشــته هـا بـالاتـر است ..
و انسانــی کـه شهـوتش بــر شعـورش غـلبه کند از حیـوان پـسـت تـر ...
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 2 ساعت و 46 دقيقه قبلمرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: "دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است".
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: "ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم."
یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..