دل چه خوبه كه بجاي مدرسه
بجاي جبر و حساب و هندسه
به حساب دوست و دشمن برسه
به حساب خودش و من برسه
به حساب خودش و من برسه
كتاب زندگيم و روزي كه دوره كردم
خاطرههام و با تو يكي يكي زنده كردم
حساب زندگيم و روزي كه ميرسيدم
به هر طرف كه رفتم
به اسم تو رسيدم
...
به اسم تو رسيدم
...
به هر طرف كه رفتم
...
به اسم تو رسيدم
مرا ببوس مرا ببوس
برای اولین بار برای اولین بار برای اولین بار
مرا ببوس مرا ببوس برای اولین بار برای اولین بار
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
ببوس ای دختر زیبا که جون تازه میگیرم
تو لب تر کن به یک بوسه جلو چشم تو میمیرم
من از طرز نگاه تو سراغ بوسه میگیرم
نخورده مست یک بوسه جلو چشم تو میمیرم
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
بزار رنگ لبای تو بشه آغاز خوشرنگی
به هر ساز تو میرقصم برای من خوش آهنگی
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
برای اولین بوسه دلم ترسیده پنهونی
تو برق بوست رو کن بکش مارو به آسونی
نفس زد تو نفسهامون هوای خوب عشق بازی
به آتیش تو میسوزم منو با بوسه میسازی
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
مرا ببوس مرا ببوس مرا ببوس
نه تو می مانی و نه اندوه
.
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
.
به حباب نگران لب یک رود قسم،
.
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
.
غصه هم می گذرد،
.
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
.
لحظه ها عریانند.
.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
کمی جلوتر بیا
می خواهم از سوراخ پیشانی ات
تاریخ را تماشا کنم
تو هم
خوب به سینه ام نگاه کن
گلوله ای
تا چند لحظه ی دیگر
تمام قاب عکس هایمان را
از پا در می آورد...
ماهی سیاه:
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبلمن از حصار برکه نمی ترسم،
از این می ترسم که مجبورم
با ماهیانی زندگی کنم که هرگز فکر زیستن در دریا
به ذهنشان خطور نمی کند...