❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی توی چمدان ماه خورشیدی هست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز در بیابان معتکف بشدندی، مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟ شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از اینترنت پر سرعت ایران!!! مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و مَـ ـن پـِنـدآشـتـَـمـ کِـہ او مَـ ـرآ بـآ خـود خـوآهـَـد بُـرد !. او مَـرآ بُـرد. اَمٌــآ اَز يـــــــآد !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همه جادكان رنگ است،همه رنگ ميفروشند دل من به شيشه ماند،همه سنگ ميفروشند. به كرشمه ي نگاهي ،.دل ساده لوح ما را. چه به ناز مي ربايند ، چه قشنگ ميفروشند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستی ها کمرنگ، بی کسی ها پیداست... راست گفتی سهراب ! آدم اینجا تنهاست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
+ من دلم مي خواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوست هايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو ... هركسي ميخواهد وارد خانه ي پر عشق و صفايم گردد ، يك سبد بوي گل سرخ به من هديه دهد . شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست ... بر درش برگ گلي ميكوبم روي آن باقلم سبز بهار مينويسم اي يار ! خانه ي ما اينجاست ... تا كه سهراب نپرسد ديگر "خانه ي دوست كجاست ؟"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آینه پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟ خندیدمو گفتم او فقط اسیر من است، تنها دقایقی چند تأخیر کرده است... گفتم امروز هوا سرد بوده است، شاید موعد قرار تغییر کرده است... خندید به سادگیم و آینه گفت: احساس پاک تو را زنجیر کرده است... گفتم از عشق من چنین سخن نگو، گفت خوابی سالها دیر کرده است... در آینه به خود نگاه میکنم، آه عشق تو عجیب مرا پیر کرده است... راست گفت آینه که منتظر نباش، او برای همیشه دیر کرده است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گــــاهــــی اوقــــات ؛ مجبــــوریــــم بپــــذیــــریــــم : کــــه بــــرخــــی از آدمــــها ..... فقــــط میتــــواننــــد در قلبــــمان بمــــاننــــد ! نــــه در زنــــدگیمــــان .............................. !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه جایی هست که باید دستشو بکشی ... نگهش داری صورتشو میون دستات محکم بگیری ... تو چشاش زل بزنی و بگی ببین ... من دوستت دارم ، نرو
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کشیش پیر همواره پسران خود را موعظه می کرد: "آسمان قلمرو فرشتگان خداست" انسان ها پست تر از آنند که توان پرواز داشته باشند... 20سال زمان برد تا دو تن از پسرانش آرویل و ویلبر رایت به پدر بیاموزند، انسان توان پریدن دارد و نخستین انسان هایی بودند که به قلمرو فرشتگان وارد شدند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط… وقـتی می دانـد درخت… عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..!