❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يه مرده تو رستوران غذاشو ميذاره رو ميز و ميره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت ميذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي کنه قهرمان بوکس... بعد مياد ميبينه غذاش نيست و جاش يه يادداشت که نوشته من غذات و بردم... قهرمان دو !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مدتهاست که در پس سرگردانی بين واژه های پوچی اسير شده ام ! اين که ميبينی هنوز هم نايی دارم تا آتش زير خاکستر مانده دلم را همچون عقيقی گرانبها حفظ کنم نه از خجستگی روانم که از آشفتگی درونم است ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سلام .. من آمدم ..........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر روزهای رفته عمرمان هر روز که ميگذرد فقط يک پيشبند اضافه ميشود ... دی روز !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در شب سرد زمستانی ز من تنها غمی مانده که در تنهایی شبها برایم ناله ها خوانده و مهتابی که بی نور است و یا چشمان من کور است؟ میان موج و طوفانها امید و ساحلم دور است برایم راه شب تار است دلم انگار بیمار است ولی در دل امیدی هست که از عشق تو سرشار است اگر بی سود می چرخم بدان من در پی مرگم نگو با من تو از دردت که من خود زاده دردم نگاهش سرد و دل خاموش چو فانوسی نفس مرده ولی در آخرین لحظه برایم شعر غم خوانده نمی دانم که می داند که من اندیشه ام این است چرا با من نمی خواند ؟ چرا با من نمی آید ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می ريزد بر جام دل تبسم مهربان تو اميدم به بسته به يک لحظه نگاه تو
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرداب براي به دست اوردن نيلوفر صبر مي کنه که ارامش نيلوفر به هم نخوره پس اگه کسي رو دوست داري به خاطرش صبر کن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تختی از نور ؛ نيمکتی از جنس سکوت ؛ ميزی از چوب اميدواری و هيچ چيز ديگر: اين است اتاق کوچکی که روح اجاره نشين ان است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قلبم گرفت ای نازنین نفس دیگه نفس نیست آه این زمین و سرزمین واسم بجز قفس نیست تو ای عزیزترین کسم پشت و پناه من باش یه تکیه گاه مهربون رفیق راه من باش
{-126}
14 سال و 10 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل