❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق تصمیم نیست ، یک احساس است اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که چه کسی را دوست داشته باشیم بعد از آن یک زندگی بسیار ساده و معمولی داریم و از زندگی عاشقانه و جادویی سهمی نمیبریم . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . سرافرازم نمی سازی به دشنامی و پیغامی اگر صلح است پیغامی وگر جنگ است دشنامی . . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد
و او کسی نیست غیر از خدا . . .
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت خانه ی خدا نزدیک ماست و تنها اثاث آن ، عشق است . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
داد از اين دل من که بسوزد چون شمع گه به ناکامي دوست گه به حال دشمن اين دل من چون است؟ گاه چون شعله برافروخته دل گاه چون لاله دلش سوخته دل گاه چون ابر گرفته ست دلم گاه چون دين ميرود از دست دلم گه چو درياست که اندر دل آن سخت طوفان بپاست. گاه چون کهنه اجاقي دم سرد جاي خاکسترهاست يا نمود دگري از آمال. گاه آرام چو طفلي در خواب گه خروشنده چونان جيحون است گاه ههمرنگ شفق
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر،
اما دلـــــــــــت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکســـــــــــی ممکن است
بخواند جـــــــــــــــــز آن یـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با ساعت دلم وقت دقیق آمدن توست! من ایستاده ام: مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ های از بوسه با ساعت غرورم اما ! من ایستاده ام: با شاخه هایی از تابستان با برگ هایی از پاییز هنگام شعله ور شدن من! هنگام شعله ور شدن توست! ها . . . چشم ها را می بندم ها . . . گوش ها را می گیرم با ساعت مشامم اینک: وقت عبور عطر تن توست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها … یا به تو می اندیشم، یا به این می اندیشم، که چرا !؟ به تو می اندیشم ...!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم و در این میان سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر ساده بود ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شکستم نه آن زمان که رفتی .. همان وقت که گفتی می روی ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمیــــــدانمـــ تعبیـــــر نگاهتـــــــ خداحافظـــــ یستـــ ــ ـ یا انتــــــظار ؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروب آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست من وضـو خواهم سـاخـت از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم امشب دوباره تو را گم کرده ام میان آشفته بازار افکار مبهمم توی کوچه های بی عبور پاییزی دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام