❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه روز با جعبه خیلی بزرک رفتم اداره پُست، کًذاشتم رو ترازو جعبه رو کارمنده اومده میکًه می خوای پُست کنُی؟!! کًفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم وزنش کنم ببینم اکًر اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم مغازه میگم CD دارید؟ میگه خام؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنوری باشه با قارچ و پنیر
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتم واسه ثبت نام رانندگی زَنه میگه واسه آموزش اومدین !؟؟!! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پول میدم که منو سوار ماشینتون کُنین بشینم رو پای راننده قان قان کُنم . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس، میگه بکشمش؟؟ پــَـَــــ نه پــََـَـــــــ زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟ پـَـَــ نَه پـَـَــ میخوام حمله کنم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر کودکی که به دنیا می آید حامل برات امیدی است که شاید نجات بشریت به دست او باشد .......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
الهی ! دوست دارم نظاره گر بارش نیایشگران پرمهرت،در شبهای هجران پرستوهای عاشق بر گلبرگهای جانم باشم و برشکوفه های امید و عشق تو بوسه های عبادت بزنم وآیه های روشن بیداری را بر جان خفته ام برویانم . آمین ..