❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر سخته پس از پشت سر گذاشتن کلی خاطره ی قشنگ... با بی اعتنایی و بی تفاوتی بهت بگه: هر جور راحتی کسی مجبورت نکرده بمونی!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی بغضم شکسته شد و نفس هایم غرق شد در اندوه و بی تابی فقط "سکوت" با من بود. گاهگاهی که تنم خسته از لحظه ها به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شد شب هایی که بالشم خیس می شد از اشک شبانه حسرت فقط "سکوت" با من بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیازهای کاغذی... نیازهایم را درون قایقی کاغذی گذاشتم و به دریای سکوت سپردم. وقتی برآورده نمی شوند همان بهتر به دست سکوت بسپارمشان. جایشان امن تر خواهد بود، به یقین!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرا یادم میره حرفات یه مرحـــم روی دردم بــود با اینکه ، خوبی های تو همیشه بی عَوض بوده خیال نکن که این کارا روی قصد و غرض بــوده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از سایه ها نترسید، هر جا که سایه ای است، نور هم در همان نزدیکی هاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تا عمر ما باشد به دنيا ما رفيقيم ترسم بميرم حس كني ما نارفيقيم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دفتر خاطراتم نوشتم عشق زیباست... استاد دفتر را دید گفت; این رویاست... گفتم استاد تو از عشق چه میدانی; گفت در عالم عشق عاشق همیشه تنهاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انگار جمعـــــــه بدنیا آمده ام ! دل به هر چه میبندم تعطیــل ست . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باز هم امشب زیر لب صدایت میکنم. اشک میریزم دو چشمم را فدایت میکنم. درنگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام. هرچه میخواهی بگو من دعایت میکنم
خیلی سخته...
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 11 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل