❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دست می سوزد با سیگار به خودت می آیی یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند نه دستی که شانه هایت را بگیرد نه صدای که قشنگ تر از باد باشد تنهایی یعنی این…!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سهراب قایق دیگر جوابگو نیست.... کشتی باید ساخت!!! این جا مثل من زیاد است!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من امروز مثل آسمان خدا دلم بارانیست پاک است و خداییست به دور از ویرانیست مثل باران زلال و بی ریا شده ام از همه این نگاه های بی جان و بی رمق جدای جدا شده ام . امروز دلم سخت هوای خواندن دارد از برگ و نفس و گل و شقایق هزار حرف و گفتن دارد امروز مثل یک دخترک عاشق بی چتر و قرار زیر باران خواهم رفت از تمام این احساس های کبود آسان خواهم جَست بال خواهم زد ، پر خواهم کشید بی تاب خواهم شد شعر خواهم گفت برای گنجشک های خیس بارانی آواز خواهم خواند من به همه عابران خسته و بی دل لبخند خواهم زد و تمامِ قانون دیروزهای تلخ را برهم خواهم زد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گـاهـی اوقـات . . . هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدن تـا تـ ـو را غـرق در رویـاهـا و خـاطـراتـت کـنـن. . . یـه آهـنـگ پـیـشـواز . . . 2 خـط شـعـر . . . کـمـی هـوای بـهـاری . . . یـک وجـب پـیـاده رو . . . آهـنـگـی کـه دانـشـجـو خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . . 2 کـلـمـه حـرف . . . بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص . . . طـعـم ِ شـیـریـن ِ یـه خـوراکـی . . . هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . . . تـ ـو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و خـیـره بـشـی بـه سـقـف و صـدای بـارون بـشـه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میشود برگشت میشود برگشت و در خود جستجویی کرد در کجا یک کودک دهساله در دلواپسی گم شد؟ در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟ میشود برگشت تا دبستان راه کوتاهیست میشود از رد باران رفت میشود با سادگی آمیخت میشود کوچکتر از اینجا و اکنون شد میشود کیفی فراهم کرد دفتری را میشود پر کرد از آیینه و خورشید در کتابی میشود روییدن خود را تماشا کرد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهربانی را بیاموزیم موسم نیلوفران در پشت در ماندهست موسم نیلوفران یعنی که باران هست یعنی یک نفر آبیست موسم نیلوفران یعنی یک نفر میآید از آنسوی دلتنگی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوباره باز یاد تو شد زمزمه ی نبودنم ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساعت از نیمه شب گذشته... و من به این می اندیشم... اگر عشق کاری که با من کرد با تو می کرد... چند روز دوام می اوردی؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...اینجا زمان چند ساعتی جلوتر است: هر وقت خورشید را بالای سرت دیدی بدان در غروبی دلگیر به تو میاندیشم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو رفتـــــ آن حس دیـــدار شکستـــــ آن لحظه زیبــــا سکوتـــــ،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو ... چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس و مـــن... سکوتـــــ،سکوتــــــ،سکوتـــــ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من هم مثل همـه ی آدمـهــا /درد/ دارم ... حتـمـاً کـه نـبـایـد جـای ِ زخـم هـایـم را بـه شمـا نـشان دهم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قرعه کشی تمام شد . . .
تو به اسم دیگری درآمدی . . .
تقدیر جای خود . . .
اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!