دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

گرما یعنی نفس های تو ، دست های تو ، آغوش تو . . . ! من به خورشید ایمان ندارم !!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

دوستت دارم" غوغا می کند به شرطی که از بین لب های "تــو" آمده باشد نشسته باشد روی دل "من" . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
0000.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هر چند مدتهاست نیستید ... ولی همیشه بیاد دوستانم هستم .... ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ضبط میکنــم تمــام حــرف هــایــت را نــَ بــرای روزهای بی تـو بـودن !!!! صدایتـــ انقدر ارامــم میکـند کــِ یـادم میـرود بایـد نفس بکشــم !!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

...... به ياد تــو بودن حكايت قشنگى است که میخواهم زمزمه تمام لحظه های زندگیم باشد . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

اين روزهـآ حِسے دارَم آمیختہ با دلتَنگے کَم مے آورم بازوانے مے خواهَم که تَنگـ در بَرم گیرنــــد اَما نَه هر بازوانے فقط حـصار آغوش تـــ ـ ـ ♥ـ ــو . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
0000.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@شــِــیـــــدآ ...... شده .... ولی این چند روز نبودم .... جان ... ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

.......

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
0.767134001319654296_jazzaab_ir.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@عطی لایکی ヅ ................

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
0.767134001319654296_jazzaab_ir.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@عطی لایکی ヅ ................

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شَبــــْ ..؛ خُـدا آهِسـته د َر گُوشــَــــم گُفتْ : دیگــه بَســــــــــــــــ ــــــــــــــــــهْ . . . ! بارانَـــــــ ـــــمْ از اَشکهایَت خِجاَلت می کـِـشــَــد ...!!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@یک آقایِ مثلا نویسنده لبخند بزن، بدون هیچ انتظاری از دنیا، بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود که به جای پاسخ لبخندت با تمام سازهایت می رقصد....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

بیــــا باید امشب جور دیگر نگریست جور دیگر گونه ای دیگر گریست و حالا من به آرامش خواهم رسید اما بدون تو آرامشی که دیگران آن را به این نام میخوانند اما من آن را فلاکتی میخوانم و بس اینجا شادی برای من معنا ندارد هنوز سردرگمم که آیا تورا فراموش کنم یا نه آیا به امید روزی بنشینم که تو مرا میبینی یا نه اینجا فقط تنهایی و غم و انتظار معنا دارد تاریک است و بی روح حتی پرنده ای در آن پر نمیزد حتی صدای خنده ی کودکی شنیده نمی شود فقط صدای ناله ی من گاه گاه بلند می شود که تو را می خواند...!