❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه از خدا می خواهم آنچه را که شایسته توست به تو عطا کند نه آنچه را که آرزو داری، زیرا گاهی آرزو های تو کوچک است و شایستگی تو بسیار.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بــیــــا در خـــیـــالــم آرام بنشین ... مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را بنویــــســـم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دلــــم بـهـانه ای میـخواهـد بــرای ادامـه زنـدگی مــثل یکــ بـوسـه عاشــقـانـه کــه یــادم بیــاورد هـنـوز زنده امــ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عجب روزگاریه! دل ماله منه، تو سینه ی منه ، اما واسه تو می تپه !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستت دارم بی هیچ دلیلی ؛ تا نقض کنم تمام قانون های دنیا را که دلیل می طلبند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چـقـدر بـگـویـم ؟ قـرص آرامم نـمــی کــنــد !!! آغـــوش تــــــو . . . تـنـهـا آرام بـخــش ِ مــن اسـت . . . !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره*ات طلاست یک کم از طلای خود حراج می*کنی؟ عاشقم! با من ازدواج می*کنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی! تو چقدر ساده*ای خوش خیال کاغذی! توی ازدواج ما تو مچاله می*شوی چرک می*شوی و تکه*ای زباله می*شوی پس برو و بی*خیال باش عاشقی کجاست! تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذی، دلش شکست گوشه*ای کنار جعبه*اش نشست گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد در تن سفید و نازکش دوید خونِ درد آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه*ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگرچه توی سطل آشغال پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال*های کاغذی فرق داشت چون که در میان قلب خود دانه*های اشک کاشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مثل قطره بارانی که برشیشه ی غبار گرفته ی پنجره ی خانه ی متروکی میبارد تو بر زندگی من باریدی ان چنان باریدی که ناگاه برهنه به لمس قطره قطره ی حجمت شتافتم چیزی در من روئید چیزی از من تابید و فاصله رنگین کمانی شد باران باشد تو باشی و یک خیابان بی انتها باشد به دنیا میگویم خداحافظ