دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

اینم نا گفته هایی از دل یه آقا پسر ........... ......

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

..."***خودکشی***"...

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
Barf-Snow-86.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزی از روزها، شبی از شب ها، خواهم افتاد و خواهم مرد، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم. تا هرچه دورتر بیفتم، تا هرچه دیرتر بیفتم، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم. نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم، افتاده باشم و جان داده باشم، همین.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقیها را جشن می گیرد... و بهار روی هر شاخه، کنار هر برگ شمع روشن کرده است. همه ی چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است..... و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را گل به دامن کرده است. باز کن پنجره ها را، ای دوست هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ هیچ یادت هست؟ توی تاریکی شبهای بلند سیلی سرما با تاک چه کرد؟ با سرو سینه گل های سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟ هیچ یادت هست؟ حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقیها را جشن می گیرد..... [مبارک!] خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن! (فریدون مشیری)

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

مرا اینگونه باورکن کمی تنها کمی بی کس کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته ؟! نمی دانم مرا آیا گناهی هست ؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست ؟؟؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

اتفاق بد .... ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

عقربه های بی ثانیه مرگ ساقط می کند ریشه تولدم را تابوت نفس های مرده ام بر دوش غفلت لنگ می رود سکوت وهم آلود راز هایم در پنجه مرگ اسیر گشته! کلاغ بختم را بخوانید تا سیاهی شب را گم کند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
24736747632648839406.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

نمی دانم... نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گراز خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریزو پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را اشفته تر سازد ... بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

دلتنگي حس غريبي است كه فقط در دل رخنه ميکند دلتنگي آرايه ادبي سينه است دلتنگي را ميتوان در شب احساس كرد وقتي كه همه جا تاريك است وقتي كه كسي جز خودمان درخيابان خلوت دل قدم نمي زند و پِي چيزي و گم كرده اي مي گرديم و آن گم كرده كسي و چيزي نيست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

گاهي دلم از رهگذراني كه در اين مسير بي انتها آمدند و رفتند، خسته ميشود.... گاهي دلم از راهزناني كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد.... گاهي آرزو ميكنم اي كاش... دلي نبود تا تنگ شود... تا خسته شود... تابشكند

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• .... سارا جان .... خوش بحال آقاتون .... ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود... گاهي دلم براي باورهاي گذشته ام تنگ ميشود.... گاه دلم براي پاكيهاي كودكانه ي قلبم ميگيرد....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مــے خـواهـم مـوهـایـَم را رنـگ بـزنـم بـلـونـد ِ بـلـونـد کـه لـا بـه لاے گـیـسـوانـم گـمـَت نـکـنـم نـیـمـه شـب هـا وقـت ِ نــَوازش . ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

ღ ღ عاشق باش عاشق بمون عاشق زندگی کن که عشق یعنی همه چیز ღ ღ

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست , از حرف زیاد داشتنه - از این حال باید ترسید چون یا به , گریه ختم میشه یا به خشم !!!