@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ امروز تو تاکسی یه بچه با مامانش نشسته بودن بچه هی زار میزد و بهونه میگرفت و میگفت میخوام تنها تو بازار بچرخم مگه آروم میشد؟ خانومه منو به بچش نشون داد گفت : این انگلو نیگا میخوای مثه این شی؟ هیچی دیگه...3 ایستگاه مونده به مقصدم پیاده شدم - - - -- شایعه اس باور نکن بخند