1-روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.
2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!
3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!
4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.
5-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا
6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!
7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟
8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که ا
8--روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.
9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.
10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.
اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر 10 میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند. طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد. به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند. تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند! (بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!
ترم 2
همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشود ولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد. سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند. کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود. نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون: سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دوسه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند! (استغفرالله)
به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!! سوژه خنده پیدا میکنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود. در جواب سلام شما میگویند سلام!
ترم 4
با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشود و سیبیل ناپدید! در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند! همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند. شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه! (نکته: اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1. دختره ترم 4 درس میخونه. 2. شما خوشتیپید. 3. یالامخشو بزن دیگه چلمن!) شروع میکنن به نوشتن جزوه! هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا. (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن! (آره جون خودت. بیچاره پدر، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست..!) در جواب سلام شما میگویند: سلام. چطوری؟ خوبی؟
یکی از این موجودات خوش خط و خال BF را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود! اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند! چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند (چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! آخر بی جنبگی) کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد. از چهره مردانه ی گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است! (اینجاست که میگن مردونگی مرده) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند! یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو است! تابلو میشوند. کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند. سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند: اوا سلام ببخشید حواسم نبود (طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)
ترم 6
خیلی تابلو میشوند! عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند! مشروط میشوند!
ترم 7
به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند! مشروط میشوند!
ترم 8
دوباره آدم میشوند. دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند (من لذت می برم میبینم این جوونارو) جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است. مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند. در به در دنبال شوهر میگردند. به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند. عضو مارشال مدرن میشوند و عکس امیر حجوانی را میبینند. (متوجه میشوند خداوند چه علاقه بسیار زیادی به خلق گلابی دارد! احتمالاً امیر جون همون گلابی هستش که از پشت کامیون افتاده) به امیر حجوانی پیشنهاد دوستی میدهند و از چاله به چاه می افتند!!
مادرش مي گفت : دختر راحتت كنم تمام زندگي و آينده ات به همين چند دقيقه چاي آوردنت مشخص ميشه به قول قديمي ها هر گلي ميزني به سر خودت ميزني. ببين پايت را كه از آشپزخانه گذاشتي بيرون اول همه چيز را نگاه كن و بعد سرت رو بنداز پايين و با صداي آرومبگو سلام. نمي خوام پشت سرت حرف بزنن كه چه قدر بي تربيته. يه وقت هول نشي, رنگت عوض نشه, با خودشون مي گن : دختره آدم نديده.
سيني چاي را محكم بگير مثل دفعه قبل نشه كه دستت بلرزه و آقاي داماد رو شرمنده كني. حواست جمع باشه, اول بزرگتر. يه وقت نبينمت كه سيني چاي رو يك راست بردي جلوي آقاي داماد. حالا فكر مي كنند پسرشون چه تحفه اي است. آروم و با حوصله راه برو و دوبار كمتر تعارف نكن. سرت رو بلند نكن, آروم حرف بزن, حتي اگه حرف خنده داري زدند, نخند وگر نه از فردا روت عيب ميزارن كه دختره بي حيا و پرو بود. عزيزم ميدونم كه سخته ولي چند دقيقه بيشتر نيست. تحمل كن از قديم گفتن: در دروازه رو ميشه بست اما, دهن مردم رو نميشه بست.
لحظه ي موعود فرا رسيد. دستور ها رو مو به مو اجرا كرد يعني چاي را دو دستي چسبيده بود. سعي مي كرد به هيچ چيز فكر نكند. محكم و استوار قدم بر مي داشت. همه چيز رو به راه بود چند قدم بيشتر نمانده بود كه چشمش به مادر داماد افتاد. كه چادرش را روي صورتش كشيده بود و در گوش دخترش پچ پچ مي كرد, گوش هاشو تيز كرد و صداي مادر داماد رو شنيد كه مي گفت: ماشاالله هزار ماشاالله همچين چايي مياره كه انگار نسل به نسل قهوه چي بودند!!.
موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد
وقتی بدش می آید میگوید ویشششش
وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی
همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند
تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه را میداند
از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود
دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن! گروه دوم دخترایی هستند که اشک پسرا رو در میارن! گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ کنن! گروه ۵ دخترائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن !!!
خداوند زمین را آفرید و گفت : به به چه زیباست.سپس مرد را آفرید و گفت : جانمی این دیگه آخرشه ! و بعد هم زن را آفرید و با کمی اخم گفت : اشکالی نداره آرایش میکنه !!!
سالگرد ازدواج
14 سال و 9 ماه و 30 روز و 4 دقيقه قبل1) زن :عزيزم اميد وارم هميشه عاشق بمانيم وشمع زندگيمان نوراني باشد.
2) مرد: عزيزم کي نوبت کيک مي شه؟
*****
روز زن
1)زن : عزيزم مهم نيست هيچ هديه اي برام نخريدي يک بوس کافيه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزي تو عاليه عزيزم (شام چي داريم؟)
*******
روز مرد
1) زن :واي عزيزم اصلا قابلتو نداره کاش مي تونستم هديه بهتري بگيرم.
2) مرد:حالا اشکال نداره عزيزم سال ديگه جبران مي کني (چه بوي غذايي مي ياد)
*****
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن:واي ماماني بازم گرسنه هستي , (عزيزم شير خشک بچه رو نديدي)
2)مرد: با دهان پر(نه عزيزم نديدم , راستي عزيزم شير خشک چرا اينقدر خوشمزه است)
******
40 سال بعد
1)زن :عزيزم شمع زندگيمون داره بي فروغ ميشه ما پير شديم
2)مرد :يعني ديگه کيک نخوريم
******
2 ثانيه قبل از مرگ
1) زن :عزيزم هميشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه
*****
وصيت نامه
1) زن: کاش مجال بيشتري بود تا درميان عزيزانم مي بودم ونثارشان مي کردم تمام زندگي ام را!!
2) مرد:شب هفتم قرمه سبزي بديد
*****
اون دنيا
1)زن : خطاب به فرشته ي مسول :خواهش مي کنم ما را از هم جدانکنيد , نه نه عزيزم , خدايا به خاطر من(((وسر انجام موافقت مي شه مرد از جهنم بره بهشت )))
2)مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توي بهشت شام چي ميدن

14 سال و 9 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 57 دقيقه قبلکلا زدی تخریب کردی
14 سال و 9 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبل
14 سال و 9 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبل