❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روزي به زندگي گفتم: كاش مي شد سخن مرگ را بشنوم زندگي آوايش را بلندتر كرد و گفت: اينك سخنش را مي شنوي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقدر دوستت دارم
اما حالا بهت می گم
بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تاحالا
اینکه بد جوری عا شفتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حا لا بهت می گم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين روزا گاهي دلم براي خودمم تنگ ميشه واسه خودمي كه هميشه هر موقع كه بايد نه ميگفتم خفه شدم و گفتم عيبي نداره ساكت باش هيچي نگو اخه چرا؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اره وقتي به اين چيزا فكر ميكنم مبينم كه اين روزا عجيب دلم هواي خودم و كرده هواي اينكه با جرات بگم نه ديگه نميخوام... ميگن همچنان بايد دلخوش بود دلخوش به زخمهايمان ...زخمهاي ماندگار
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
محبت مثل سکه می مونه که اگه بیافته تو قلک قلب نمیشه درش آورد. اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بیکران زندگی دو چیز افسون می کند آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست وبیکران عشق که نمی بینم و میدانم که هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
طلوع تازه ای در باورم بود هوای دیدن تو در سرم بود غروبی سرد در من پنجه انداخت رفیق سوگ من چشم ترم بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشان کاش برگهای آخر تقويم عشق حرفي از يک روز بارانی نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قربانی نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چنان شکست زمانه پرم که پندارم شکنجه های تو بر من محبت اميز است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچکس از من نمی پرسد، بعد از این همه ترانه بی چراغ چشمهایت به تاریکی عادت کرده اند؟ همه آمدند، خواندند، سر تکان دادند و رفتند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين بود خلاصه دوست داشتن های من مسابقه ای بی غل و غش برای رسیدن به آنچه که آنها داشتند و آنچه که شايد من داشتم اما با دلتنگی ها چه باید کرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فراموشی به این آسونیا نیست امید من دلم از تو جدا نیست می خوام تو یاد من عشقت بمیره ولی از قلب من مهرت جدا نیست دارم آتیش میگیرم از جدایی ولی همیشه به فکر دل ما نیست خدایا پس میون این همه دل چرا حتی یکیشون با وفا نیست همه ی دنیا میدونن این حدیثو که آرامش برای عاشقا نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رمز زندگي كردن اين است كه در بي امنيتي زندكي كنيد. و البته در اين گونه زندگي كردن تامين وجود ندارد. يك قطعه سنگ همواره امن است ويك گل هميشه در معرض خطر - ولي سنگ مرده است وگل سرشار است از زندگي! ولي اگر طوفاني برخيزد گل مي افتد وسنگ در جايش باقي مي ماند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پس از مرگ ، بر گورم بيا ، مبادا از گورستان خاموش شهر وحشت كني ، آنجا در زير خاك قلبي آرام خفته است ، آنجا چشماني در انتظار تو بيهوده نهفته است ، آنجا اشك واحساس با هم آميخته است ، پس از مرگ من اگر كسي را ديدي كه شبيه من بود مرا به ياد بياور ، اگر شمعي را ديدي به ياد من باش ، اگر ترانه اي سرودي كه زيبا و غم انگيز بود به ياد من آن را زمزمه كن ، آري زيبايم پس از مرگ بر گورم بيا ، و علفهاي هرز را از گورم دور كن ، خاك سرد گورم را بر سينه ات بفشار كه قلب من تپش قلب تو را احساس خواهد كرد .