❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ذات مستقل همه پدیده ها خداست کائنات زنده اند زیرا در دل خدای زنده اند وقتی جامه ی پندارمان را از تن پدیده ها بیرون می آوریم خدای زنده و مهربان را عریان و آشکار می بینیم قطره ی آگاهی ما به دریای آگاهی کیهانی وصل است خدا با چشمان ما می بیند با گوش های می شنود و با دلهای ما عشق می ورزد نیازی به جست و جو نیست خدا در این جا و اکنون حاضر است در قطره ی آگاهی ما رازهای تمامی اقیانوس آگاهی خداوند نهفته است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام مدت شب اضطراب نوشيدم و مثل ماهي تشنه حباب نوشيدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بايد همه توان خودرابراي رهايي از گذشته به كار برد،بايدبه ديروز همچون مادرنوزاده اي نگريست كه هرچندازجدايي چهره اي گرفته دارداما ازآنچه به انجام رسانده خشنود است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو فیض یک اقیانوس اب ارامی سخاوتی که دلم خواهشی بیابانی ست!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پر پر مي شود عشق صدايي که تا ابديت جاريست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم .بای ..........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سعی کن برای یک دنیا یکنفر باشی اما برای یک نفر یک دنیا باشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از وقتی که مرا خواندی در میان جمع تنهایم. وقتی گفتی : بیا ! همه سر تا پای وجودم گوش شد و امدم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیا تا برایت بگویم چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا ......... در ازدحام بي کسي فرياد زنم خدايا جانم بر لب آمد از اينهمه ملامت اما................................ سکوت من دوباره در ازدحام بي کسي باشد حديث ديگري
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا! دل من خجل ماند از بس که تو را خواند. مرا از من بشوی تا از میان برخیزم و تو مانی وبس.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ديدن اين همه مرگ وفقط كمي شادي،اين همه بخل وفقط كمي سخاوت،اين همه بي كسي وفقط كمي عشق
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اکنون کجايی ای خود ديگر من؟
ايا در اين سکوت شب بيداری؟
بگذار نسيم پاک
تپش و مهربانی جاودانه ی قلبم را به تو برساند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر انساني لبخندي از خداست. تبريک به تو که بهترين لبخند خدايي