#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
دست ات را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن می گویم به سان ابر که با توفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید زیرا که من ریشه های تورا دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست.
تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که در آن می نـشیند تا نـغمه ای در وجود آیـد سروده ی که تـداوم را می تـپد در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست: قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد. و در سکـوتـت همه صداها فـریـادی که بـودن را تـجربـه می کـند.
بتــــــرســــــــــــــــــید !!! از آدم هایی که عاشـــ❤ـــق نیستند اما عاشــــــقی را بلدند !!!
دلتنگے احساس قشنگیه وقتے بدونے اونیکه دوسش دارے هیــــــــــچوقت فراموشـــــت نمــــــــــی کنه
فدای سرم که عاشقم نیستی ..!! چیزی که زیاد است جا ... برای مردن ...
بــــــــه سلامتــــی خودمـــــــــــــون...!!! کـــه تــو آتیــش کسایــی سوختیــم ... کـــه حتـــی یکــــــــــبار هـــــــــــم ... برامـــــــــون تـــــــب نکـــــــــردن...!!
ﺑﻌﻀـﯽ ﺍﺷـﮏ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .. ﺑــﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑــﯽ ﺑﻬﺎﻧـﻪ ﯾـﮏ ﺩﻓﻌــﻪ ﻧﺼﻒ ﺷﺒـﯽ ... ﻋﺠﯿـﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﻨـﺪ ...
خــدایــــــــــــــا . . . گـِـــله نـمی کــنم ؛ ولــی کـمـی آرامــتــر امتحانم کُــن ؛ بـه خـودتــ قَسَـمـــــــ خســتـهـ ام .
بنظر من اگر آدمها چشم و دلشون و نیتشون #پاک باشه .. دیگه نیاز به #حجاب نیست ... چون طرف مطمئن هست که طرف مقابلش به دیده یک کالا و یک چیز برای هوس بهش نگاه نمیکنه ... بلکه با #نگاه یک #انسان نگاه میکنه ....
میدونم خیلی ها باهام مخالف هستند ... ولی بهشون احترام میذارم ....
اگر بیـــــــــایی آنقـــــدر عاشـ♥ـــقت میکنـــــم کــــــه دیــــگر نتــــــوانـــــــی هـــــــرگــز بــــــــ♥ــــــــروی…
اگر دلت گرفت سکوت کن !! این روزها هــــــــیچ کــــــــس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!!!
دلتنگم! دلتــــنگ آن "میم" که مــــی آید آخــــر اســــمم و من را میــــــــکند مــــال تـــــــ♥ـــــو...!
تنــــــــــهایی یعـــــنی: یه اتــــــــــاق یه چراغ خاموش یه آهنــــــــــگ یه چشـــم خیس
دست ات را به من بده
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبلدست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.