#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
(31990 دفعه)
خدای بزرگ .... چقدر تو بزرگی و دلت بیکران من می گویم خداوند ؛ خدای آواها است . او موسیقی را در وجود ما پاشیده و گذاشته تا ما با آن جوانه بزنیم . خداوند وقتی نشسته بود ما را نقاشی می کرد برای خودش ... حتما یک گرام هم داشت ! وقتی من لذت می برم از اینهمه نوا و آوا و مست می شوم ومثل بچه ای در قنداق ... موج می گیرد مرا و انگار توی یک ننوی چوبی می روم بالا و می آیم پائین ... باور م می شود که دنیای خدا.... پر است از موسیقی ... پر است از حس های زیبا و غمگین باید با من زیر نوای آمیخته به ویلون و پیانوبه خلسه بروید تا بدانید چه می گویم لذتی سکر آور و غمگین دارد نمی خواهم هیچوقت چشم بگشایم دوست دارم مرگ در چنین حالی بیاید سراغم این گونه باشد ... اولین شبم را نخواهم ترسید نگران پرسش ها نخواهم بود نگران تاریکی هم نخواهم ماند با همان آواها ... زیر خاک در انتظار روزموعود دراز خواهم کشید می دانم ...آن روز که از جا برخیزم... خدا مرا خواهد بخشید ... چون می دانم او شیفته آوایی است که همیشه درثانیه خلقت ... باآن بود ومن ؛ شیفته شیفتگی اویم دارم از حس نابی که گرفتم ...می نویسم یک آرشه ماهرانه ویلن؛ با تک صداهایی از پیانو که "عاشق شدم" را می نوازد
کسی دوستم نداره ............
چطوره ؟؟؟؟؟؟
فیلم مال دهه 60 میلادی هست ... یک فیلم کلاسیک وسترن - عاشقانه - کمدی ....
وسترن زیاد حال نمیکنم
نه وسترن اونجوری ... اندازه 1 مینی وسترن داره .... بیشتر کمدی هست .... و بیشتر حرفی
فیلم شااوشنگ خیلی دوست داشتم ژانرش عالی بود اون سبکی و همچنین فیلم های آدام سندلر رو می پسندم
عشق هایی که می تواند باعث سلامتی باشد .. پول باشد... خنده باشد ... پدر باشد و وجود مادر... و حتی کفش و شلوار و ماشین و دوچرخه ای و کسی را که دوستش داریم و خیلی هم دوستش داریم.
هنوز سرپایم . بودنش ... به بودنی است که حکم آن خانه کاه گلی زیبا را دارد آن ... دیدنی های خوش رنگ و خوش بو و خوش طعمش آن همه ... قشنگی های خواستنی . نباشد .... همه چیز برفناست ... گم شدن است در بازار کاه و آن خانهء دل را .. تارهایی فرا می گیرد از عنکبوت وروی مبل ها و فرش هایش ... خاکی می نشیند از غبار زمان . و شیشه هایش.. مات می شود از فراموشی . و سقفش .... فرو می ریزد از غم .
شانه هایم درد می کنند کو خدایم ؟ که کمی تسکینم دهد و شانه هایم را ... بسپارم به او
خخخخخ
گاهی وقت ها فکر می کنم الاغ بودن هم عالمی دارد.. یا گاوی که مات و مبهوت ... بی حال و نای که دم درازش را برای مگس هایش تکان می دهد.. و برمیگردد وچشم می دوزد تو چشم هایتان .. با ان خماری گاویش !
من مال نسلی هستم که زیر باران می دوید . زیر باران شرشر عصر بهاری .... پیراهنش را در می آورد و با سینهء بچه گانه اش .. می زد به دل باران و شنا می کرد در دل آب و باد و رگبار تند بهاری و هیچ غمش نبود که وای ..مریض می شوی ...سرما می خوری و این حرفا
دیدگاه بسته بود مرسی ازخطابت
دنیا پراز هوا است هوا پر ازآرزو ست اما دل که می گیرد ... نه دنیایی است نه هوایی آدم است و دلش
قشنگ در حد جشن تیرگان
مرسی عزیز
آدم چقدر دلش می خواهد این باشد یا آن !؟ آدم است دیگر ... یکی مثل تو ... خوب و شاد و مهربان .. یکی مثل من ... سرد و سنگ و سخت و سر !
چَََََََََََََََََشم
وقتی کسی نیست دوستت داشته باشه .... و تنهایی ... باید رفت ... حتی با دل شکسته ///////
ما سرشار از خدائیم . جز خدا چیزی نیستیم و این هنر خداوند است ؛ که در ما ریخته و هنرمند ماست .
خدای بزرگ ....
13 سال و 2 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 25 دقيقه قبلچقدر تو بزرگی و دلت بیکران
من می گویم خداوند ؛ خدای آواها است .
او موسیقی را در وجود ما پاشیده و گذاشته تا ما با آن جوانه بزنیم .
خداوند وقتی نشسته بود ما را نقاشی می کرد برای خودش ... حتما یک گرام هم داشت !
وقتی من لذت می برم از اینهمه نوا و آوا
و مست می شوم
ومثل بچه ای در قنداق ...
موج می گیرد مرا و انگار توی یک ننوی چوبی می روم بالا و می آیم پائین ...
باور م می شود که دنیای خدا....
پر است از موسیقی ...
پر است از حس های زیبا و غمگین
باید با من زیر نوای آمیخته به ویلون و پیانوبه خلسه بروید تا بدانید چه می گویم
لذتی سکر آور و غمگین دارد
نمی خواهم هیچوقت چشم بگشایم
دوست دارم مرگ در چنین حالی بیاید سراغم
این گونه باشد ... اولین شبم را نخواهم ترسید
نگران پرسش ها نخواهم بود
نگران تاریکی هم نخواهم ماند
با همان آواها ...
زیر خاک در انتظار روزموعود دراز خواهم کشید
می دانم ...آن روز که از جا برخیزم...
خدا مرا خواهد بخشید ...
چون می دانم او شیفته آوایی است که همیشه درثانیه خلقت ... باآن بود
ومن ؛ شیفته شیفتگی اویم
دارم از حس نابی که گرفتم ...می نویسم
یک آرشه ماهرانه ویلن؛ با تک صداهایی از پیانو که "عاشق شدم" را می نوازد