راه دوری بود...خیلی دور؛ولی تمام شد !
کاش همیشه میتونستیم همه جا باشیم !
کاش همیشه میتونستیم ...خوب باشیم
می دانید چیست؟
ما همه مان ...همیم !
برای همین وقتی هم دور می شویم از هم...دلمان برای هم تنگ می شود
ومن میمانم در این تنگی غریبانه دل !
ما همه از یک روحیم
ریشه مان ...مثل هم است !
چون از یک روح دمیده شدیم !
برای همین ؛ دلمان برای هم ...پژمرده می شود...می خندد؛بال در می اورد یا می رود لای سنگ یا پشت آبشار ...و هی نگران هم می شود وهی نگران هم می شود !
هیچ پرسیده اید دلقک کیست؟
نمیخواهم برای هم ببافیم فلسفه...
می خواهم خوب بافتنی هایمان را بگذاریم روی هم ...ببینیم چه می شویم !
دلقک ها...ما هستند یا ما آنهائیم؟
ما همیشه به آنها می خندیم
شده یک بار آنهاراباور کنیم؟
ما فقط وقتی "روشنفکر" میشویم ادای دلقک شناسی پیدا میکنیم !
ما وقتی خودمان نیستیم ....می شویم خودمان !
من وتو ...همیشه به آنها می خندیم
آنهارا به مسخره می گیریم
و به بینی ...چشم ها ..کفش ها و داشته و نداشته هایشان ......
قاه قاه می زنیم
آن قدر که........چشمهایمان پر از "آب" می شود ...
و نمی بینیم که این........"مائیم!
دلقک مائیم
بینی هایمان را بزرگ می بینیم و چون پینوکیو هستیم...
وطاقت فهم این و آن را نداریم....
می دهیم زیر چاقو
ونامش را می دهیم..........جراحی !
کفش هایمان ........همیشه جا می مانند
چون نمرهء پایمان کوتاه و پائین است
وبرای همین....بزرگتر از خودمان "راه" می رویم
زندگیمان ...همان چادر سیرک است
و خودمان........دلقک زندگی !
دلقک ها را به هیچ میگیریم...داخل آدم نمی آریمشان !
می گذاریمشان کنار...مثل سطل آشغال
ولی آنها " حبه قند" ما هستند و ما
"چای" این "زندگی" !
که روزی همه مارا سر می کشد
و مستانه می خندد به ما
ما .....چقدر کوچیم که دلقک ها را کوچک می بینیم !
ما چقدر دلقکیم که نمی دانیم دلقکیم !
آنها شکل زندگی ما هستند
آنها قلب هایی بزرگ به اندازه بادبان های بزرگ دارند
ما قلبمان ..."مشت" است !
ما به هر پشتک آنها...مات می مانیم و هورا می کشیم
در حالی که هر روز پشتک می خوریم !
ما لوده ایم
ما سیرک همیم .........دلقک همیم
دلقک همین شهریم
دلمان.....سالهاست مرده است
چشممان عادت کرده است به ندیدن شتر !
کفش هایمان ....لنگه به لنگه
همه پیش هم می لنگیم !
ما فقط یک بینی قرمز
یک گیس کثیف
و یک لباس مسخره .......کم داریم
والا ...........
ما هم دلقکیم
قشنگی هر انتخابی ........
13 سال و 2 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبلبه نسیم خنده ای است که روی "قایقی با بادبان خوابیده" می نشیند!