❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من یاد گرفته ام که اگر زمین می خورم خودم برخیــــــــــزم من یاد گرفته ام راهی را بسازم به صداقت من یاد گرفته ام که همه رهگذرنــــــــد همـــــــــــه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در انتظار چیستی ؟ اینجا هنوز هم تاریک است تو به ازدحام کدامین کوچه ی خوشبخت خواهی نگریست وقتی دریچه مسدود است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
" خدای من ! چرا گریه می کنند؟! درک کردن من انگار سخت تر از از دست دادنم بود ... قبول ! کمتر از آنها نفس کشیدم ٬ اما به اندازه آنها درد کشیدم ... چرا وقتی کسی از پیششان رفت ٬ تازه می فهمند که بود ؟! ... خود را مسخره کرده اند یا مرا ؟! "
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم كه دانست او دلیل گریه هایم را ؟ نمی دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟ و میدانم كه می دانست زعاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده كه من اینگونه دل بستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گـاهـی اینـقدر بـَد میشـِکـَنـَم کـه جـُز بـیرونـ انـداخـتنـم راهـ ِ دیـگـری نـیست . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازاین تکرارساعتهـ ـا ازاین بیهوده بودنهـ ـا ازاین بی تاب ماندنهـ ـا ازاین تردیدـهـ ـا نیرنگهـ ـا ... شکهـ ـا خیانتهـ ـا ازاین رنگین کمان سرد آدمهـ ـا وازاین مرگ باورها ورویاهـ ـا پریشانمـــ دلـ ـم پروازمیخواهد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فرقی نمی کند در کدام عصر و کدام اقلیم زندگی کنی فرقی نمی کند اسمت فرهاد باشد ، رومئو یا مجنون یا شیرین یا ژولیت یا لیلی … تو را به زخم*هایت می شناسند، این نقطه ی اشتراک همه آدمهاست….
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای آنجا که تو ایستاده ای صدای مرا هم نمی شنوی . . چه برسد به دلتنگی.. .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر پر می کشد دلم ...! به هوای تـــــو! انگار تمام پرنده های جهان در قلبم آشیانه کرده اند............
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
افسوس که کسی نیست....... از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمریست خک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنم ودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند! افسوس.........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
افسوس......... افسوس که در این روزگار کسی نیست جز سکوت وتنهایی و دلتنگی که عمری گوشه نشین قلبم شده اند وهروز غم را بادلم همخوانی می کنند.