❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم... من میگریستم به اینکه حتی اوهم محبت مرا از سادگی ام میپندارد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میشد بچگی را زنده کرد،کودکی شد کودکانه گریه کرد،شعر قهر قهر تا قیامت را سرود،آن قیامت که دمی بیشتر نبود،فاصله با کودکی هامون چه کرد!کاش میشد بچگانه خنده کرد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل بسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رویای بزرگ شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کوچک بودیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
رفتن بهانه نمی خواهد... بهانه های ماندنی که تمام شود کا[!]ت...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
.
به خدا بگو خط و نشان دوزخش را برایم نکشد ،
جهنم تر از نبودنت جایی را سراغ ندارم
.
.
.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آی چشمای روسیاه من !
امشب وظیفه سنگینی دارید...
شرمنده که باید جور تمام وجودم را بکشید!
تمام امیدم بشماست...
هرچه که دارید درطبق اخلاص بذارید...
بحال دستای خالیم
گریه کنید!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فاصله تان را با دیگران رعایت کنید؛ آنها یهو می زنند روی ترمز؛ و اون وقت شما مقصرید ...! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد ! . .