❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سهراب گفتی:چشمها را باید شست..... .شستم ولی !......... گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: " دیوانه باران ندیده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای شنیدن صدای كه دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است، افسوس خواهی خورد زمانی را كه آن سوی سیم ها كسی بی احساس میگوید: برقراری ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمی باشد !!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر در زندگی جرات عاشق شدن را نداری لااقل شعور معشوقه بودن را داشته باش !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بی کسی یعنی لای استخوان های من نمک بپاشی ... و زخم هایم پشت سرت راه بیفتند و معتاد دست های شورَت شوند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگن هر چی از دوست رسد نیکوست! پس چرا هر چی از تو میرسه خاطره ... نگاه ... لبخند ... یاد ... ویران کننده است ! منو داغون میکنه ....!؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سکوت و سکوت و سکوت و دیگر هیچ
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...اینجا زمان چند ساعتی جلوتر است: هر وقت خورشید را بالای سرت دیدی بدان در غروبی دلگیر به تو میاندیشم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله:چیزی شده؟؟؟! اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی: نه هیچی...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه جـآیے باید دسـتـِ آدمـآ رو بکشے نـِگه شـوטּ دارے ؛ صورتـشوטּ رو میوטּ دستـآتـ مُحـکـم بگیرے بگے : بـبـیـטּ ... مـטּ دوستـتـ دآرم ، نــــرو !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظهی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه وقتی از کنارشون رد میشی بوی عطرشون تو هوا مونده وقتی بارون میاد دستاشون رو به آسمونه وقتی بهشون زنگ میزنی حتی وقتی که تازه خوابیدن با خوشرویی جواب میدنو میگن خوب شد زنگ زدی باید بلند میشدم وقتی یه بچه میبینن سرشار از شورو شوق میشن و باهاش شروع به بازی کردن میشن آره همین ها هستند که هم دنیا رو زیبا میکنن هم زندگی رو لذت بخش تر