@مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن] . . . اومدم خونه ،مادربزرگم تا منو دید گفت : بالاخره یاد گرفتم sms بدم ! گفتم: چی میگی ؟ عمــــــراً اگه یاد گرفته باشی! اینو گفتم و رفتم تو اتاقم … چند ثانیه بعد یه مسـیج با این مـضمون از طرف مادربزرگم اومد : گـ ــه نـخــــــور …!
@nils /// طرح آمارگیری خانوار /// شما چند تا بچه دارین؟ بابام : یکی /// ولی توشناسنامه که نوشته دو تا /// اونو میگی؟ دکور خونست ... فقط وقتهایی که #اینترنت قطع میشه میاد بیرون یه دوری میزنه ....
@^`~اقاقیا( پاییز) ~`^ این که تو فیلما نشون میدن زن با پاشنه بلند میدوئه ، همش جلوه های ویژس … الان دختر خالم با کفش پاشنه بلند نشسته بود رو مبل چایی از دستش افتاد !
من هم شبی به خاطره تبدیل میشوم
خط میخورم زهستی و تعطیل میشوم
من هم شبی به خواب زمین میروم فرو
بر دوش خاک حامله تحمیل میشوم
من هم شبی قسم به خدا مثل قصه ها
با فصل تلخ خاتمه تکمیل میشوم
قابیل مرگ، نعش مرا میکشد به دوش
کم کم شبیه قصه هابیل میشوم
حک میکند غروب، مرا شاعری به سنگ
از اشک و آه و خاطره تشکیل میشوم
یک شب شبیه شاپرکی می پرم ز خاک
در آسمان به آیینه تبدیل میشوم
@۩۞۩وحید۩۞۩ . . . ما در هیأت پروانه ی هستی با همه توانایی ها و تمدن هامان شاخکی بیش نیستیم ! برای زمین ، هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی ندارد یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید. #حسین#پناهی . . .
@سید احمد ثاراللهی . . . انسانم ! ساکت ، چون درخت سیب ! گسترده ، چون مزرعه ی یونجه ! و بارور ، چون خوشه ی بلوط ! به جز خداوند ، چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟! .. #حسین#پناهی . . .
@پـــریســــا . . . و رسالت من این خواهد بود تا دو استکان چای داغ را از میان دویست جنگ خونین به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم .... #حسین#پناهی . . .









13 سال و 4 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبل