❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سَر ِ ميــز ِ شـــآم.. يـــآدَت كـِہ مے اُفتَم ... بُغض ميكـُنم !! اشك دَر چـِشمــآنَم حَلقـہ مے زَنَد هَمـہ مُتعجب نـِگـآهَم مے كـُنند .. لَبخنـــــد مے زَنَم و مے گـُويَم: چـِقَدر دآغ بــُــود !!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . دوست داشتن را باید از برگ درختان یادگرفت. وقتی زرد میشوند، وقتي ميميرند، وقتي از درخت جدا ميشوند، پاي همان درخت مي افتند !!! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ميدوني چرا بين انگشتاي دست فاصله هست؟ چون يه روز يكي پيدا ميشه اين فاصله رو پركنه...!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سلامتی مادرم ! تنها کسی که همیشه بیشتر از خودش و بیشتر از خودم به من “اهمیت” داده … . . به سلامتی پدری که همیشه سخت ترین ها را داشت که من بهترین ها را داشته باشم …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قدم برنداربرجاده ای که درانتهای آن کسی به انتظارت ننشسته باشد،حتی اگرآن جاده زیباترین راه دنیاباشد!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اتفاق تازه ای نخواهدافتاد،تمام سیگارهای دنیاراهم که دود کنم .. تنهاییم توجه هیچکس را جلب نخواهدکرد...جزپیرمرد سیگار فروش
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زمین زخمی از خیش و من زخمی از خویش . به کدام دادگاه و محکمه باید شکایت برد، و حکم چه خواهد بود ... وقتی ضارب و مضروب یکیست ... سالها پیش وقتی میشنیدم : قاتل همون مقتوله ؛ می خندیدم امروز اما ؛ می گریم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دنیا : بشکن بشکنه ... آدمیزاد : من نمی شکنم ! امروز اولین نشانه های ترک خوردگی را در آینه دیدم : چند تار موی سفید بر روی سر و صورتم . دنیا چه خاموش و بی صدا شروع کردی ؛ حتی با من ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا من را ببخش من آدم خوبی نبودم بهانه ام اینه که بر سر راهم یک آدم خوب نبود که تو لحظه های بحرانی راهنمایی ام کنه و دستهام رو بگیره افسوسم اینه که خودم رو هم سر راه یک آدم خوب قرار ندادم ... نه دنبالش رفتم و نه دنبالم اومد ... ========= آهای خوب !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میانه های صحبتش بود که رو کرده به همه و گفت : ببخشید که من دارم اینطوری صریح حرفهام رو میزنم ؛ ولی به نظرم حرف رو باید گفت! البته اکثر دوستان میدونن که من کلا آدم رک گویی هستم . یکی جواب داد : قبول ! فقط اینم به ما بگین که شما که آدم رک گویی هستین ، آدم رک شنویی هم هستین یا نه ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بر اساس یک تحقیق مشخص شده است که یک مرد 25 هزار کلمه و یک زن 30 هزار در روز صحبت می کنند. مشکل از جایی آغاز می شود که شوهر 25 هزار کلمه اش را در محل کار صحبت و به خانه می آید و خانمش با دیدن او 30 هزار کلمه اش را شروع می کند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پرانتز نویس : ( پسر ... تو باز داری خودتو لوس میکنی ؟! نکنه انتظار داری با این حرفهات منت کشی هم کنیم که بیا جان من بنویس ؟ اصلن ننویس ... با دوستان گلریزون می کنیم ، فقط شما بفرما چقدر میگیری ما رو مستفیض نکنی ؟ ... ها ... ! شارژ ایرانسل و همراه اول هم قبول کنی منت بر سر ما گذاشت اجمعین ! راستی یه سوال اصن چرا با نام مستعار می نویسی ؟ اگر غرض و مرضی نداشتی - که میدونم داری - خودتو مث بچه ی آدم معرفی می کردی یک عکس هم از خودت بجای عکس ساعت خرابه ی خونه پدربزرگت می گذاشتی تو صفحه بروفایلت ! دروغ میگم ؟ فکر کردی نمیشناسمت ؟ نه خوب هم میشناسمت ! یک روز ماشین سوار شدم اومدم شهرتون دنبالت گشتم وقتی دیدمت؛ مشکوک بودم خودت هستی یا نه ؟ جوری که نه محکم بود و نه قایم گفتم : گیله مرد ! تو ی زبل از کجا بو بردی دنبالتم نمیدونم ولی کله ات برگردوندی اونور و از همینجا بود که شناختمت ! حالا تو هی با بعضی مطالبی که از خودت مینویسی به این وبلاگ آب ببند ؟! نمیدونم شاید دقیقه ای که نه کلمه ای پول میگیری ؟! ببینم این فضای مجازی داروغه ای چیزی نداره ما از دستت عارض بشیم بهش ؟ مثلن یک آدرسی به اسم دبلیو دبل
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حکایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند و هر یک می گفت: این زمین از آن من است.
نزد حضرت عیسی علیه السلام رفتند.
حضرت عیسی علیه السلام گفت: اما زمین چیز دیگری می گوید!
گفتند : چه می گوید ؟
گفت: می گوید هر دو از آن منند !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ازشخصی پرسیدند: ریش تو بهتراست یا دم سگ؟ گفت: اگرفردای قیامت از پل صراط بگذرم ریش من وگرنه دم سگ ..