❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا...! صدایت میکنم چون در این دنیا دیگر صدا به صدا نمیرسد اما تو گفتی که شنوایی!!! برای همین فقط تو را صدا میکنم.... تنهایم نگذار خسته ام خدا خسته....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دستِ خودمــ نیست…..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سلامتیِ اونی که نه میتونیم ببینیمش و نه صداش رو بشنویم ولی بدجوری دلتنگشیم.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه سَخت اَستـــ هَـم پـآييز بآشَد، هَـم اَبر بآشَــــد، هَـم بآرآن بآشَد ، هَـم خيآبآن ِ خيس بــــآشَــــــــــد اَمـــــآ نَه تـــــو بآشي نَه دَستي بَـرآي فِشُردَن بآشَد، نَه پآيي بَـرآي قَدَم زَدَن بآشَد وَ نَه نگآهـــي بَـرآي زُل زَدَن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی اینکه صبح ها دلت نمیخواد بیدار شی ، همیشه نشونه ی تنبلی نیست ، خسته ای از زندگی نمیخوای قبول کنی که یک روز دیگه شروع شده ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر سادهام كه سالهای سال در انتظار تو كنار این قطار ِ رفته ایستادهام و همچنان ... به نردههای ایستگاهِ رفته تكیه دادهام
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مهــــم نیســـت نوشته های درهم و برهم مـرا بخـوانی یـا نــــه! مــن بـرای دلِ خستــه ام می نـویسـم... میخـــواهی بخـــوان... میخـــواهـی نخـــوان...! فـــقــــــط خـواهـش میکنـم... اگــــر خـوانـدی! عـاشقـانـه ام را تقــدیـم به " او " نکــن!!! مــن این را بـرای " تـــو " ســروده ام... نــــــه بـرای " او "
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که دیگر خورشید طلوع نمیکند.. باران نمی بارد.. انسانها عاشق نمیشوند و صبح هیچوقت فرا نمی رسد.. آری... آری تورا فراموش خواهم کرد و آن روز... همان روزی است که بسترم خاک و تابوتی از چوب است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایـــــــــا ... دهانم را بو کن !... ببین ... بوی سیب نمیدهد ! من هیچ وقت آدمی نداشتم که برایم ســــــــیــب بچیند ! میدانی یک حوا بدون آدمش چقدر تنــــــــــها میشود ؟! میدانی محکــــــــوم بودن چقدر سخت است ... وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی ؟! میدانی آدم ها بعضی از حواهایت میگذارند و میروند ؟! میدانی که میروند و جلوی چشم حوا ، آدم دیگری میشوند ؟! نمیــدانــــــــــی !... تو که آدم نداشته ای هیچ وقت ! ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را ، این حوا را ببر پیش خودت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچ انتظاری از کسی ندارم ! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...