تلخک
خوشحال بودم .. چون می دانستم تو مرا دوست می داری!
تلخک
برای داشتن لحظه ایی چشمانت خواب را بر خود حرام کرده ام...
تلخک
غمگینم چونان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد، پسرش نیست.
تلخک
سیراب مشکلاتم..... خیس از زندگی
تلخک
سکوت آخرین مسافر تنهاییم بود....
تلخک
من می گم حالم خوبه اما تو باور نکن....
تلخک
به دلم دروغ می گویم ..... تو نیستی.... این عین حقیقت است....
تلخک
من نه از او چه خواسته بودم جز دستانت.... حیف که مغرور به داشتنت بودم....
تلخک
آروم آروم دارم از یادت میرم....
تلخک
آرزوی دیدارت که هیچ است نامت هم رافراموش خواهم کرد....
تلخک
درد را می کشم اما منت تورا هرگز.....
تلخک
یاری گم کرده ام ... شما ندیده اش؟
#مخاطب
14 سال و 10 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل