تلخک
سایه ات در خاطراتم عجیب تنهاست.... تو خود بیا مهربان من...
تلخک
چراغانی کرده ام چشمانم دروغ می گویند اینها اشک نیست.... خون است.
تلخک
یکی بیاد محکم بزنه زیر گوشم تا بگم سیلیش درد داشت نه یادش....
تلخک
خدارا باید دید..... hdk,v
تلخک
از خود می نویسم.... خیلی نامردی.... از چشمانم می نویسم بی رحمی از دستم می نویسم خیلی پستی...
تلخک
لعنتی کجایی !!!! لعنتی دارم کم میارم..... فقط بیا فقط بیییییییییییییییییییییا
تلخک
فرا تر نگاه کن دستانم به جایت مانده...
تلخک
یادش بخیر برای شنیدن صدایت ساعت ها منتظر می ماندم....
تلخک
هوا هوای بین الحرمین..... امان از دل زینب.... ( اشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک)
تلخک
پاره کردم این کاغذ را ... نمی دانم احساس می کنم افکارم بود؟
تلخک
مرداب آرزوهایم این زمان است....
تلخک
رفتن را بهتر نوشتی تا ماندن... بی بوسه بی خداحافظی رفتی....
تلخک
همین مانده.... آن را هم....
........
14 سال و 10 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل