@فرشاد من بهترین خاطره ام از اینترنت اینه که ایرانسل قاط زده بود سرعت دانلودم واسه نیم ساعت 20KB/sec بود. . تو خونه ی دختر عمم که خودش آی اس پی داره 50KB/ps دانلود میکردم واسه یه روز. یعنی من حاضرم زندگیمو بدم یه روز سرعت دانلودم اینقدر باشه. از این وی پی اس ها به ما هم بدین. یه دستی هم به سر ما بکش فرشاد من
من خط چهلمِ بیست و دومین تولد: یک سال ، دو سال ، پنج سال ، یازده سال ، هفده سال و بیست و دو سال گذشت ، لعن و رستگاری ، تمام این ها خاطرات و تجربه هاست ، رخداد های شیرین را طبق عادت دیرین بگذار خاطره نامش نهیم و تلخ ها را تجربه زیرا نام تجربه عامل انبساط خاطر از تمام درد های گذشته و...... #دیدگاه
یک سال ، دو سال ، پنج سال ، یازده سال ، هفده سال و بیست و دو سال گذشت ، لعن و رستگاری ، تمام این ها خاطرات و تجربه هاست ، رخداد های شیرین را طبق عادت دیرین بگذار خاطره نامش نهیم و تلخ ها را تجربه زیرا نام تجربه عامل انبساط خاطر از تمام درد های گذشته و سرشار از حس غرور داشتن چیزی بیش از دیگران است ، بیست و دو سال گذشت و بد نیست نگاهی به داشته ها و نداشته هایم داشته باشم ، بیست و دو بهار و خدای من میداند چند بهار دیگر و چند خط دیگر میتوانم بنویسم ، در ژرفای این شب تنها ارزویم خوشحالی تمام کسانیست که دوستشان میدارم ،خدایا سفره محبت زمینیان هنوز هم بهشتی است کا[!]ت نگاهی به دوروبر خودمان بندازیم کا[!]ت نگاهی بیندازم و به سادگی ببینم تنها نیستم که اگر بودم حال و هوایی برای عاشقانه نوشتن نبود ، که اگر بودم امشب برای کدام دوست مینوشتم و کدام رفیق و آشنا ، خاطرتم را مرور میکنم در سیصد و شصت و پنج روزی که گذشت ، خاطراتی شیرین که کاش تا ابد به درازا بکشد و تلخی هایی فراموش شدنی ، من هستم که بمانم برای همه کسانیکه دوستشان دارم و این زاد روز بهانه ای شد تا عهد ها یم را با خویش مرور کنم و بدانم هنوز هم قلبم برای کسانی میتپد و هستند دلهایی که برایم میتپند ، کاش دنیا را برای خودمان وارونه کنیم ، من این وارونه ها را دوست دارم
اتفاقادخترای ما استاد پیچوندن کلاس هستن
یه سوته کلاس رو دو در میکنن
ولی برعکس چندتا پسر داریم
که چی بگم نامرد برا یه لحظه شونه
همین سه شنبه مدار منطقی داشتیم
استاد گفت 1ساعت نیم تاخیر دارم
دوی دارین بمونیین تا بیام ما زدیم بیرون دخترا هم دنبالمون
نگاه کردیم پشت سرمون دیدم چند تا از این بچه درس نخونا موندن
گفتن ما نمیام
خدا هم زد تو کاسشون موندن
استاد نیومد
فرداش ما کلی بهشون خندیدیم
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ دختره ميره تو كتاب فروشي ميگه آقا ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين؟ مرده نگاش ميكنه ميگه خانم شرمنده ما اينجا رمان تخييلي نميفروشيم
واااااااای من چقد میخندم ب اینایی ک پشهه ..هه هه ه ه ه
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبلشادی دیدددددی چ عذابی ِ




14 سال و 3 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 40 دقيقه قبلالیز
بابا صبح ضایع بود آخه ! نوک #مماخم قرمز بود !
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 32 دقيقه قبل
))))))
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 31 دقيقه قبلمنم الان نوکِ دماغم قرمزِ به خاطر همین موضوع.
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبل