دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیر مهرابیان

دانشجوی رشته ی کامپیوتر، گرایش نرم افزار و مدیر وبسایت linuxseason.ir علاقه مند به توسعه دهیِ نرم ... درباره »
امیر مهرابیان
مرد - مجرد
امتیاز: 1226.75

دنبال‌شدگان

(353 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(272 کاربر)

گروه‌ها

(56 گروه)

بازدید

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*

یک عدد نان سنگک، از دوره‌ی دویست تومنی، در فریزر مانده، کاملاسالم، بدون کپک، به بالاترین پیشنهاد فروخته می‌شود. قیمت پایه 5000تومن !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

منو.....عين ِ ها هي سؤال ميپرسم...! حالا سؤال ِ بعديم اينه كه ِ ِ كيه؟!( از بيكاري!)

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@!!!!!!!!عاقا!!!!!!! ِ ! جا بود كه تو عَكس گرفتي؟!

امیر مهرابیان
امیر مهرابیان

دارم از خونه میرم بیرون دیدم بابام داره چپ چپ نگاهم میکنه. میگم بابا من میرم تا پایین و زود میام. میگه نیومدیم نیومدی, یه نون خور کمتر. فک و فامیله که داریم؟ بابای گرامیه که داریم؟ فک و فامیل: من:

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمین│a℞ℳ iℕ
1_man_question_mark.jpg آرمین│a℞ℳ iℕ
در خاطرات

با دفترچه بیمه از داروخانه دارو گرفتم بعد ک اومدم خونه ب خودم گفتم برم قیمت داروهارو ی جمع بزنم ببینم دفترچه رو حساب کرد یا نه ... سر آخر دیدم کمتر نگرفت هیچ 400 تومن بیشترم گرفت دفترچه بیمه چ نقشی داشت خدا میدونه

آرمین│a℞ℳ iℕ
آرمین│a℞ℳ iℕ

{{ اینجا }} ::::>> شماره 2 پنج عکس

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ســهـــیـــل
ســهـــیـــل

خلاصه بعداز یک ماه خانواده تشریف اوردن خونه.... مردم انقدر حاضری خوردم...

بانو جاسمین
بانو جاسمین

سلام سلامممممممممم

بـــΔــــیرا
0001.jpg بـــΔــــیرا

در ادامه جریانات طی تحقیقاتی که به عمل آوردم....ببینید تیترهای اول خبری چی هستن!!آبرومون رفت تو کل دنیا !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
توسط پیامک

...

حامد*مهدی سابق*
156203_312991015443310_893326120_n.jpg حامد*مهدی سابق*

بفرمائید بستنی الان میچسبه بچه ها حملههههههههههههههه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
amirali
amirali

يه معلم داشتیم ق رو یه چی بین ق و خ تلفظ می کرد ، یه بار داشت میگفت " اسید رقیق و سود غلیظ رو قطره قطره قاطی می کنیم".... نکشید دیگه ، رفت تو سطل تف کرد اومد

amirali
amirali

پیش دانشگاهی بودم خیلی خوشحالو شاد رفتم مدرسه دیدم تو مدرسه یه همایشه خیلی راحت رفتم ردیف اول نشستم. بعد یه ربع یکی اومد سخنرانی کنه شروع کرد شعر خوندن! بیت اولو خوند تنهایی گفتم به به!! بیت دوم سه چهار نفر همراهیم کردن!!! بیت هشتم نهم بود که کل سالن میگفتن به به!!! یارو داغ کرد یهو به من اشاره کرد گفت ایشونو ببرید بیرون دیدم کل کادر مدرسه دارن با سرعت میان سمتم آقا مارو گرفتن جوری که انگار ممد بیجه رو گرفتن تا آخر همایش حبس بودم تو یکی از کلاسا آخرش فهمیدم بیچاره معاون وزیر فرهنگ بوده

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

من چنین‌ام. احمقم شاید! که می‌داندکه من باید سنگ‌های زندانم را به دوش کشم به‌سانِ فرزندِ مریم که صلیبش را، و نه به‌سانِ شما که دسته‌ی شلاقِ دژخیمِتان را می‌تراشید از استخوانِ برادرِتان و رشته‌ی تازیانه‌ی جلادِتان را می‌بافید از گیسوانِ خواهرِتان و نگین به دسته‌ی شلاقِ خودکامگان می‌نشانید از دندان‌های شکسته‌ی پدرِتان!