دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پــــــو Jــ▼ـــہ

روزی اگر نبودم ... یک آرزویم را برآورده کن ... و زیر لب بگو ... یادش بخیر ... درباره »
پــــــو Jــ▼ـــہ
زن
امتیاز: 3198

دنبال‌شدگان

(525 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(442 کاربر)

گروه‌ها

(63 گروه)

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

می نویسم نوشته هایم را ... بی ارزشند ... اما تنها نگاهِ زیبایِ تو ... آنها را ارزش می بخشد ...

ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

> به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. > > بعد از انجام دادن چند کار، > تلویزیون را روشن کردی، > نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ > در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی. > در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش لذت می بری. > > باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، > شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!! > > موقع خواب، > فکر می کنم خیلی خسته بودی، > بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی، > به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. > > نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛ > > اما اشکالی ندارد، > آخر مگر صبح به من سلام کردی؟! > > هنگامی که به خواب رفتی، > صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود، > را عاشقانه لمس کردم. > > چقدر مشتاقم که به تو بگویم: > چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی... > > احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. > > من صبورم، > بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. > > حتی دلم می خواه

این ارسال را بازنشر کرده است.
ICE GIRL 8
ICE GIRL 8

> > نامه خدا به همه انسانها... > > امروز صبح که از خواب بیدار شدی، > نگاهت می کردم، > امیدوار بودم که با من حرف بزنی، > حتی برای چند کلمه، > نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، > از من تشکر کنی؛ > > اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، > مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی، > > وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی، > فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:"سلام"، > اما تو خیلی مشغول بودی. > > یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. > > بعد دیدمت که از جا پریدی، > خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، > اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. > > تمام روز با صبوری منتظرت بودم، > با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. > > متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛ > شاید چون خجالت می کشیدی، > سرت را به سوی من خم نکردی!!! > > تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رهگذر
رهگذر

گذشت خوبی‌ام از حد، به شک دچار شدند ...به احترام کمی خم شدم، سوار شدند ...حسین جنتی

این ارسال را بازنشر کرده است.
alla
alla

عشق ..، خنده های ساده ی توست ... وقتی .. با تمام غصه هایت ..، می خندی ..، تا از تمام غصه هایم ..، رها شوم !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رهگذر
رهگذر

برق چشم تو جهان را به گدایی انداخت... کاش یارانه چشم تو هدفمند نبود . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ऌђдπįऌ
ऌђдπįऌ

مرداب به رود گفت : چه کردی که زلالی ؟! جواب داد :” گذشتم “

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

همین واژه ها ست ... که میتواند ... سکوتِ همیشگیِ دلم را بشکند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

دل واژه و بازی با کلمات ... اگر نبود ... دردهایم چه تنها بودند و بی پناه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

نبودت ... مرا به بودنت محتاج کرد ...

گمنام
قلب.jpeg گمنام

@گمنام دل من غرق نگاه دل تست ... من به اين غرق شدن محتاجم.. @ مخاطب خاص

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

نوشتم از ... و پر کرد تمامِ لحظاتم را ... عطرِ بودنِ تو ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

و عشق ... تنها وقتی زیباست ... که آن را ... در میانِ حرف هایِ جستجو کنم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.