زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید جای شماره به او امنیت بدهید ................. او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه به مقصد مورد نظرتان ! ................... بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت میبیند احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس ................. بیایید فارغ از جنسیت... کمی هم مــَــرد باشیم !!
خدایـا ممنونم ازت بابت خیلی چیزا یه چیزایی که زیاد بهش فکر نمیکنیم مثلاً به بیمارستان هایی که پر از مریض هستو ما جزوه اونا نیستیم مثلاً به اینکه چشم بینا داریمو میتونیم لبخند مادر و پدرو ببینیم مثلاً به همین خونه ایی که میدونیم فردا هم هست و آواره ی خیابونا نمیشیم مثلاً به اینکه صبح و ظهر و شب سیر از پای سفره بلند شدیم خدایا ازین مثلاً ها خیـلی زیاده خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خدایا بی انصافیه منو ببخش اگر گاهی … . شــــــــــــــکرتــــــــــــــ خدایــــــــــا شکرت شکرت …!!!!!!!!
"مهم نيست که از بيرون چه طور به نظر ميام ! کسايي که درونم رو مي بينند برام کافيند .... براي اونهايي که از روي ظاهرم قضاوت مي کنند ، حرفي ندارم ! همون بيرون بمونند ، براشون کافیه ... !!!"
هیچ وقت شده خیلی خسته باشی و خیلی تشنه !؟
هیچ شده از "آرزو" بخوای کمکت کنه تا نباشی؟
دلتنگ نبودن باشی
اسیر رفتن
عشق پریدن
و بخوای مثل دزدان دریایی ...........
سوار کشتی سیاه بشی و توی سینه دریا ...عشق کنی .........
وبپری بالا
و بیای پائین........؟
روی موج
موج بروی و آن قدر زیبا بچرخی دور خودت
که مرغ های دریا ...به میهمانیت بیاین و به
هوای عروسیت !
روی سینه ابرها ....
هی بچرخند و هی بچرخند و هی بچرخند؟
شده با خودت عشق کنی؟
دور از آن .......
نگاه این وآن؟
شده داد بزنی ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
و بعد ...........
اشک از چشات بیفته روی خاک خفته!
روی قلبت؟
روی هر چه دوست داری ونداری؟
و بعد هی هق بزنی هی هق بزنی هی هق بزنی ؟
امشب از آن شب هایی است که از خیلی چیزها بدم می آد.
حتی حوصله شب را هم ندارم !
دلم می خواهد از همه چیز دور و دور و دور شوم
تو سیاهی شب آن قدر دور بشم که شب هم منو گم کنه !
چقدر بدم میاد از اینهمه "حال"
این همه "فرار"
این همه نفرت و این همه حوصله !
امشب از آن شب هایست که از خیلی چیزها بدم می آد.
از آدمهاش
از خفاشش
از راه پله شیک و لوس آپارتمانم!
از چراغ های خیابان
از درخت ها
از هر چه که " نمی دانم" است!
از اینهمه گم شدن
که پشت مه میروند
و برای خود دروغ می بافن و به خورد ...من وتو می دهند!
از آن لب دریا که دیگر چیزی برای دادن ندارد!
امشب ....
چقدر من بی زارم از همه چیز
...خیلی ............