ReVeNgEr
تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم .
ReVeNgEr
بارن رحمت خدا همیشه میبارد ، تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم.
ReVeNgEr
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد وی برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند د پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کندغافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود
ReVeNgEr
دوتا مردشور بودن هر جنازهای میاوردن شکمشو وا میکردن غذا هاشو میخوردن . یه روز شکم یکیو واز میکنن توش ماکارونی بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور . رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی خیلی دوس داشتی!!؟ . میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره. بعد که تموم میشه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود اونم حالش به هم میخوره همهرو بالا میاره بعد اون یکی شروع میکنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمیگی توش مو بود چندش . رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !
ReVeNgEr
بله دوستان.پرندگان خشمگین تصمیم گرفتند به دکتر اعصاب و روان مراجعه کنند!!!!
ReVeNgEr
داداش نمی خوای خواننده بشی بگو گریه کردن نداره که...
ReVeNgEr
جومونگ؟؟؟؟؟داداش خودتی؟؟؟؟؟؟
ReVeNgEr
e تارزان؟ خودتی عمو جون؟ تو کی از جنگل فرار کردی؟
ReVeNgEr
دو قلو های افسانه ای!!!!؟؟!!!!
ReVeNgEr
خط کش هم میذاشتی اینقدر صاف در نمیومد!!!! عین جلوی ماشین شده!!!!!
ReVeNgEr
توسط موبایل
دنبالر ميکروبلاگي است که من هنوز يک هفته از عضويتم نگذشته عاشقش شدم
من قضاوت کردم
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 40 دقيقه قبل