ساعت 9 یه خیابون من تنها
یه عالم فکر نم بارون چند تا رؤیا
آدما تصویر کوتاه تو خیابون
یخ زده خاطره ها تونگاشون
تو پیاده رو انگار تو رو می بینم
چقدر شکل تویه بزار ببینم
رد شدی؟ یاکه هنوز همونجا هستی؟
منو میبینی؟ یاباز چشماتو بستی؟
زیر پامون ،خش خش برگای زرد
مثل دوستیمون هواخیلی سرد، اما چه خوب بود
یک کافی شاپ ،قهوه و تلخی حرفات
چشماتو بغض منو هدیه دستات اما چه خوب بود
اما چه خوب بود
دلم یه جوری شد
همون نگاه بود
خاطرات ما دوتا همینجاها بود
انگاری چند سال پیش ،همین روزا بود
فک کنم اون آخری خاطره ها بود
خیلی دیره وقت فکر کردن ندارم
نمیدونم چراباز یادم میارن؟
دوست دارم فکر نکنم اما نمیشه
اون نگاه ،دیگه ازم جدا نمیشه
زیر پامون ،خش خش برگای زرد
مثل دوستیمون هواخیلی سرد، اما چه خوب بود
یک کافی شاپ ،قهوه و تلخی حرفات
چشماتو بغض منو هدیه دستات اما چه خوب بود
اما چه خوب بود
دریا بی کران است و زَرورق من کوچک ، خدایا! #به#تو#توکل#میکنم که همه کس را حمایت می کنی . . . تو کنارم هستی ای حضور تابناک! و من #آسوده ، #آرامم و #خاموش . . .
فِکــ ــر مـیـکُنَمــ هَنـ ـوز زنـבهـ امـ ...
12 سال و 10 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبلبـ گمـ ـانمـ ایـטּ ضَـ ـرباטּ همچنــ ـاטּ گستــ ـاخانـﮧ و بــے پَـ ـروا مــیـزَننــב
" ایـטּ یکــ ـ خوابــ نیستــ "
اینجــ ـا בختــَرکَـے نشستــﮧ کـﮧ پَسمــانـבه هــاے احسـ ـاسَش را
بـ ایـטּ בیـ ـوار مَجـ ـازے مـیکوبَـב
اینجــ ـا בختــَرکـَے ستــ کـِ برایتــ ـاטּ مـے نالَــב
از حَـ ـرفهـ ـایـے کـ تَـهـ نشیـטּ شُـבه اَنـב تَـهـ قَلبَشـ ...
اینجــ ـا בختـــَرکــ تَنهــ ــاستــ ...
اینجــ ـا בختـــَرکــ تَنهــ ــا از حَـ ــرفهـایـے مـے گویَـב کـ هَمیشهـ بَراے בیگـ ـراטּ ,معــ ـاבله
چَنـב مَجهـ ـولے شنیــבه میـ ـشُـבه اَنـב ...
בختـــَرکــ با هَمهـ تَنهــ ــاییَشــ בنیــ ــاے اینجـ ــا را بیشتَــ ـر בوستــ میــבارَב ...