Nazanin
دیدی هـمان یک مشـت دانه ی احسـاسی که پاشیدی چطـور خیـال پـرواز را از سـر این پـرنده پـراند؟؟
فقط نی نی
خاک بر سرت....ینی این.........
Nazanin
نازی که از تو کشیدم ... نه نازی بود که به زور کشیدم ... سازی بود که دلم نواخت ... رازی بود که روحم خواست ... تک سلطان قلبم تویی ...هنوز هم ...گمان به جایی مبر ... که دلداده ات منم ...دلبرم ...