Nazanin
ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی ... ... اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه ... می شد مغــــــــز ! ... دلـــــه ؛ نمی فهمــــــه … !
Nazanin
کاش گره دستامونو این سرنوشت وا نمیکرد
Nazanin
ماهی هم به ارزوی دیرینه اش رسید پرواز وچه چنگال تیزی داشت عقاب...
Nazanin
ساده" كه باشی..... زود "حل" میشوی میروند سر وقت "مساله" بعدی !!!
Nazanin
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم ! و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم . . . ؟
Nazanin
زخم که میخوری مزه مزه اش کن....!!!حتما نمکش آشناست
Nazanin
وقتی دیر می کنی....دلم هزار جا نمی ره....یکجا می ره...اونم خونه ی رقیب!!!
Nazanin
من اشتباه کردم ! به خیالم بوسه هایت ، تعهد هستند آغوشت ، سر پناه هدیه هایت ، قول وقرار من اشتباه کردم ! هر چه بودی ، عادت بودی نه فقط با من، با همه این طور بودی....
Nazanin
محكم تر از آنم كه براے تنهآ نبودنم آنچه رآ كه اسمش رآ غرور گذآشته ام برآیت به زمین بكوبم احسآس من قیمتے دآشت كه تو براے پردآخت آن فقیر بودي
Nazanin
پشت چراغ قرمز،پسري با چشماني معصوم و دستاني کوچک گفت:چسب زخم نمي خواهيد؟ پنج تا ،صد تومان.آهي کشيدم و با خود گفتم:تمام چسب زخم هايت را هم که بخرم،نه زخم هاي من خوب مي شود و نه زخم هاي تو...!!!
Nazanin
زیباست که با خدای خود چت بکنیم ٫ در سایت نماز شب عبادت بکنیم ای کاش که ما فلاپی دلها را ٬ با عشق علی و آلش فرمت بکنیم
Nazanin
همیشه نمی شود زد به بی خیالی و گفت : تنها امده ام ٬ تنها می روم... یک وقت هایی ٬ شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای ٬کم میاوری ! دل وامانده ات یک نفر را می خواهد ...
Nazanin
ضربه ی آخر را “خدایم” زد ! آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی و “خوب” آمد. . .
Nazanin
انسان ها صفر هایی هستند که هر چقدر هم بیشتر با هم جمع شوند باز هم صفرند اما وقتی یه یک بیاد اولشون میشن تمام هستی و ارزشمند میشن. اون یک خداست.