Nazanin
در نـــبــودنـتــــــــ ـ ــ ... ڪمے تــــغییـــر ڪـــرده ام براے شناפֿــــــتــنم عڪــــسم را مچـــــالـﮧ ڪـــטּ ...
Nazanin
عـــشـــــقمان بازی حُکـــــمی بـــــود که مَن از دِل مایــــه گـــذاشتـــم و تو از خِشــــت !
Nazanin
به سلامتی عاشقی که ضربه خورد ولی ضربه نزد.. به سلامتی دلی که شکست اما نشکوند.. به سلامتی پسری که دید عشقش با کس دیگست فقط ایستاد و در عین خشم گریست... به سلامتی شماره هایی که میدونیم خاموشنُ هی میگیریم..
Nazanin
آرامتــر تكــانـش دهیــد. مـَـرگ مَغـــزی شُــده...بــایـد زودتـــر دفــن شــود...... چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد... اِحســـاسَـــم استــــ ! تــــا همیـن دیــروز زنـده بـــود خـــــودمــ دیـــدمــ ، كِســـی لِهــــش كــــــرد و رَفــتــ
Nazanin
گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که همه دنیای من بود ، منت دیگری را می کشد . . .
Nazanin
خيانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم خيانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی : چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟ خيانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم خيانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم درونت از غمم خالیست ؛ خيانت من به خود کردم گناهت گردنم مانده ؛ چه تاوانی که پس دادم چه کردم با خیالاتم ؛ نخواهد رفت از یادم .
Nazanin
آنقدر خـــسته ام که حاضرم ســـرم را روی تکه سنگی بگذارم وبخوابم اما . . . ... به دیوار وجودت که بارهــــا بر سرم آوار شد تکیه ندهم . . .
Nazanin
به هر کس می گویمـ " تـ ـو"، بهـ خودشـ می گیرد، نمی داند برای من هیچـ کس ، " تـــ ـو " نمیــ شود!
Nazanin
شيـطان مـُحـتَرم اسـت او نـُخستـين كـَسي بـود كه فـَهميد انسان ، جـَنبه سـِجده كَردن نـَدارد .
Nazanin
سر جلسه امتحان یکی از بچه ها به استاد گفت: “استاد نخوندیم،اگه میشه یه کمکی بکنید”! استاد دست کرد تو جیبش،یه۲۰۰تومانی در آورد گذاشت روی میز طرف و رفت…
Nazanin
گاهی حتی جرات نمیکنم پشت سرم رانگاه کنم که ببینم جام خالیه یا نه...
Nazanin
جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن نداره پس عمری که بی تو میگذرد مرگیست به نام زندگی
Nazanin
هـر بــار کــه میبـینـمت دلـــم بــه لـرزه در میــآیـد نــمیدانــم از شــوق دیــدن تـوســت یــا از خشــم دیــدن دستــان دیـگری در دســت تــو