ســآرا
تازه رسیدم به این آرامشی که دارم....تو دلم آشوب به پا نکن. . .
فوژان
تب ِ نبودنت سوزاننده تر از این حرف هاست . . .
ســآرا
خواستم تو قلبت خونه کنم دیدم زمینش خیلی گِرونه,,ما که فقیریم...تو چشمات چادر میزنیم
ســآرا
بردار دلت را من گِدا نیستم...فقط کمی مردانگی میخواهم, این روزها عشق فراوان است
ســآرا
خاطرات هرچه شیرین تر باشد بعدها از تلخی گلویت را بیشتر میسوزاند...
ســآرا
چقدر عجیب است دریا!!..همین که غرقش میشوی تو را پَس میزند..مثل انسانها
☻♥☻ hoshyar alan ☻♥☻
گفت خیلی میترسم گفتم چرا ؟ گفت چون از ته دل خوشحالم... این جور خوشحالی ترسناک است… پرسیدم آخر چرا… و او جواب داد وقتی آدم این جور خوشحال باشد سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد…
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 53 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبل