توو روحِ خودش و عمه ی اون کسی که یه واحد تربیت بدنی گذاشته جزء واحدا من حالِ خودمو ندارم بعد فردا برم اونجا بدوئم یا درازنشست برم یا اون حرکاتِ مسخره رو انجام بدم
تو این هوای سرد که آدم یخ میزنه استادِ الاغ برگشته میگه کلِ پنجره های کلاسُ تا آخر باز کنید پرده ها رو هم جمع کنید هوا عوض شه اونوقت من کجا نشسته بودم؟ دقیقا زیرِ پنجره ینی به معنای واقعی یخ زدم
باز میگن چرا انقد حرص میخوری تو قران رفیقمو ببینید چه شکیو مجلسی خوابیده تا کلاس بعدیمون شروع بشه تَخت گرفت خوابید حالا من :هیچ سروصدایی نباید باشه حتی یک روزنه نور هم وجود نداشته باشه تاریکی مطلق البته از چشم بند استفاده مینمایم یه بالشم باس بغل کنم بعد چندساعت تفکر در عالم هستی میخوابم
تو یکی از کلاسایه دانشگامون میرم همیشه به پنجره خیره میشم مرده شور ذهن منحرفتونو ببره نه قضیه دختر نیست یه ساختمون چندین طبقه ساختن بعد یه طراحی رو دیوارش کردن هرچی بیشتر تو عمق این اثر میرم چیزی به ذهنم نمیرسه خو یکی نیست به طراحش بگه چرا با ذهن جون مردم بازی میکنی کصافط
من خیلی بلد نیستم، کسایی که رشتشون گرافیکه اطلاعاته بیشتری دارن
ولی خب تا اونجایی که میدونم میگم: شکل مربع یه خصوصیاتی داره که الان حضور ذهن ندارم، و اینکه تناسب و تعادل هم ممکنه تو این طرح مد نظر بوده
هركی هم مياد پروفم يه كمپوت برداره بياره يه ماسك هم بزنه دهنش بدجور سرما منو خورده ، بعد من رو به قبله اگر بار گران بوديم و رفتيم ، اگر نا مهربان بوديم و رفتيم ، ولي اينها دليل محكمی نيس ، بگو با ديگران بوديم ورفتيم ، شكلك الهه ی متن ِ پشت ماشينی حفظ كن
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 43 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 39 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 26 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبل